جملات زیبای کتاب آپارتمان پاریس | طاقچه
تصویر جلد کتاب آپارتمان پاریس
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آپارتمان پاریس

رمان

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۵۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
لوسی فولی، محدثه احمدی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آلی
۳۰
مهم نیست اهل کجایی یا قبلاً چه بلایی سرت اومده. فقط به این فکر کن که کی هستی و با فرصت‌هایی که زندگی پیش پات می‌ذاره، چی‌کار می‌کنی.»
غَزال_ک
۲۶
حس می‌کنم داخل بدنم گیر افتاده‌ام. دلم می‌خواهد چنگ بکشم و خودم را خلاص کنم.
آلی
۲۲
آدم نمی‌تواند خانواده‌اش را انتخاب کند. در هر حال فقط آن‌ها را دارم.
آلی
۱۸
«می‌شه یه چیزی بهت بگم؟ سال‌ها توی این شغل بودم و یه چیزهایی یاد گرفته‌ام.» «چی؟» «معمولاً وقتی توی مسیر درست قدم می‌ذاری، همه بهت می‌گن دست از جست‌وجو بردار.»
Saba
۱۶
وضعیت ما از یتیم‌ها بدتره. چون باباهامون ما رو نمی‌خوان. اون‌ها زنده‌ان، ولی ما رو نمی‌خوان.
روژین
۱۳
در فرانسوی چنین اصطلاحی داریم: اِتغ بیان دان سَپو. یعنی با خودت راحت باش. من معمولاً چنین حسی ندارم.
SARA
۱۱
آدم نمی‌تواند خانواده‌اش را انتخاب کند
Faranak_naseri_
۷
آن لحظه عاشقش شدم. فکر می‌کردم قبلاً عشق را تجربه کرده‌ام، ولی به نتیجه نرسیده‌ام. حالا می‌دانستم تمام تجربه‌های قبلی سوءتفاهم بودند. متوجه شدم. تمام این سال‌ها منتظر بن بودم.
Saba
۶
انگار فقر آلوده‌اش خواهد کرد.
Saba
۶
انگار یک نفر سعی کرده وجودش را از صفحه روزگار پاک کند.
Saba
۴
وقتی زغال یا قلم‌مو در دست می‌گیرم، حس می‌کنم کامل شده‌ام و می‌تونم درست‌وحسابی حرف بزنم.
Faranak_naseri_
۳
پلاک گردن‌بندم را در مشت می‌گیرم که تصویر کریستوفر قدیس رویش است. مامان برای هر کدام از ما، یکی خرید تا همیشه محفوظ بمانیم؛ اگرچه این وظیفه خودش بود که از ما محافظت کند، نه یک قدیس فلزی کوچک.
کاربر imdreeam
۳
دخترم هم‌سن آن‌ها بود که به پاریس آمد. باورش سخت است، ولی در مقایسه با این بچه‌ها، خیلی پخته بود. فقر همین بلا را سر آدم می‌آورد؛ عمر کودکی کم می‌شود و آرزوها از بین می‌روند.
Saba
۲
حوصله نداشتم بیرون بروم. دلم می‌خواست همین جا بمانم و از چشم دنیا قایم شوم.
Saba
۲
گیجی خطرناک است و آدم را آسیب‌پذیر می‌کند.
Saba
۲
من فرانسوی بلد نیستم. تازه، زن هم هستم. برای همین انگار وجود خارجی ندارم.
غَزال_ک
۲
خیلی سریع به اوج رسید؛ این‌طوری سقوطش سنگین‌تر خواهد بود.
AS4438
۲
خانواده از همه چیز مهم‌تره.»
𝑾𝒊𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒂
۲
مدت‌هاست که در این ساختمان زندگی می‌کنیم. هر دو نامرئی شده‌ایم و جزئی از صحنه‌ایم.
A
۲
دوباره یاد آن ضرب‌المثل فرانسوی افتادم: صدای خون بلندتر است.
فاطیـــمون✧
۲
«معمولاً وقتی توی مسیر درست قدم می‌ذاری، همه بهت می‌گن دست از جست‌وجو بردار.»
از ساعت 4 صبح
۲
«معمولاً وقتی توی مسیر درست قدم می‌ذاری، همه بهت می‌گن دست از جست‌وجو بردار.»
Niloufar
۲
«می‌دونی چیه؟ مهم نیست اهل کجایی یا قبلاً چه بلایی سرت اومده. فقط به این فکر کن که کی هستی و با فرصت‌هایی که زندگی پیش پات می‌ذاره، چی‌کار می‌کنی.»
Faranak_naseri_
۱
همیشه پای مردهای زیبا و مهربانی وسط است که در ظاهر بی‌آزارند.
AS4438
۱
توی حوضی که ماهی نیست، قورباغه سپهسالاره...»
𝑾𝒊𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒂
۱
حس بدم بیشتر می‌شود. ولی شاید چند تا کلید دارد. احتمالاً این کلید یدک است و می‌خواهد آن را به من بدهد. شاید وسپا هم چند تا سوئیچ دارد. اصلاً شاید با موتور نرفته. به‌جای کیف‌پول هم چند تا اسکناس برداشته.
𝑾𝒊𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒂
۱
حس می‌کنم دیوارها صدایم را می‌بلعند. چه کار بی‌فایده‌ای. با تمام توان در را هل می‌دهم. شاید با وزنم بتوانم قفل را بشکنم. اتفاقی نمی‌افتد، انگار دارم خودم را به یک دیوار بتنی می‌کوبم. وحشت می‌کنم و به در چوبی مشت می‌زنم.
کتاب دوست
۱
امیدوارم این حسِ سوزانْ خشم باشد نه رنجش. رنجش از همه بدتر است.
bina:/
۱
سال‌های سال پشت نقابی از حقارت و مه مخفی شده بودم. برای همین از گذشته‌ها و شرم‌هایش یاد نمی‌کردم.
Parinaz
۱
فقر همین بلا را سر آدم می‌آورد؛ عمر کودکی کم می‌شود و آرزوها از بین می‌روند.