حس خوبی دارم، مثل پرواز در اوج
مثل خوابیدن یک باغچه در عطف درخت
مثل بوییدن ان غنچه که در سیل زمان گم شده است
حس خوبی دارم...
مثل یک باور دور
مثل یک خواب که در بین اساطیر جهان منقطع است
حس خوبی دارم، که درآن تلخترین ارزن بیجان حهان
مثل یک شیرینی، به زبان میشیند
حس خوبی که در ان لحظه به اندازهی لبخند خدا، حرف دارم که بگویم با تو...
حس خوبی که پرشاهینی به بلندای شب یلدایت، به صفوف نفسم میپوشد
حس خوبی دارم، مثل آن بذر که در باغچهی عشق به گلهای تو میبافد چنگ