سکوت. ژَن و ارنستو خاموش میمانند. خانه یکپارچه سکوت است. شب است، شب مهتابی. تابستان است، و شبی از شبهای اوایل تابستان.
ژَن: وقتی که بروی، ارنستو، اگر من همراهت نیایم، معنیش این است که ترجیح میدهم بمیری.
ارنستو: از هم که جدا باشیم، فرقی با مردهها نداریم، مردهایم.