
کتاب پل ها
مجموعه داستان
پدیدآورندگان:
احمد ابوالفتحیانتشارات:
نشر چرخ٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
شعبدهباز واژگان
۱
ولی دلِ داوود دیگر شنیدنِ آوازِ هیچ زنی را نمیخواست.
شعبدهباز واژگان
۱
گاهی باید آدمها را تنها بگذاری، ولی نه آنقدر که بازی از دستت دربرود.
شعبدهباز واژگان
۱
"بد است با جمع بیایی و تنها برگردی."
شعبدهباز واژگان
۱
به نتوانستن عادت کرده بودم و این هم نتوانستنی تازه بود.
شعبدهباز واژگان
۱
"تو زنی. ذهنت رو درگیر دوگانههایی که مردها میسازن نکن."
masoome
۱
شیرِ سنگی تنهاست. تو هنوز نمیفهمی از تنهایی چه کارها برمیآید."
masoome
۰
کاش میشد روی غمهای قدیمی، چیزهای شادِ تازه ضبط کرد. این جمله را بارها به همه گفته بود. کاش حافظه نوارِ کاست بود.
masoome
۰
"تو زنی. ذهنت رو درگیر دوگانههایی که مردها میسازن نکن."
