
کتاب این هیولا تو را دوست دارد
پدیدآورندگان:
لیلی مجیدیانتشارات:
نشر چرخ٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
....
۱
هیچ بچهای نمیداند این عکسها بعدها چهقدر مهم میشوند، انگار نمیفهمد نگاه کردن به دوربین توی آن لحظهٔ بهخصوص یعنی همهچیز. یعنی آدمهایی که دیگر هیچوقت همهشان باهم حتا توی یک اتاق نیستند.
آنه شرلی
۱
اصلاً چهطور میشد گم شد روجا؟ آدمها که همهجا هستند. یک لحظه نمیروند پی کارشان.
آنه شرلی
۰
اصلاً چهطور میشد گم شد روجا؟ آدمها که همهجا هستند. یک لحظه نمیروند پی کارشان.
آنه شرلی
۰
مگر آدم چندتا دست دارد؟ مگر دستهای آدم چهقدر بزرگ است که بتواند همه را یکجا نگه دارد؟
سیامک همان شبِ آخر که روجا را از دانشگاه رسانده بود، توی ماشین، دمِ درِ خانه بهش گفته بود «تو هیچچیز را رها نمیکنی به حال خودش. مدام میخواهی همهچیز همانجوری که دوست داری باشد. زیرنظرت باشد. نمیشود آدمها را به میل خودت بکشانی اینطرف و آنطرف.
