برای مثال در گزارشی که در سال ۱۹۶۴ ـ قریب دودهه بعد از شکلگیری سازمان ملل ـ دربارهٔ توسعه در امریکای لاتین منتشر شد سخنی از بهداشت، آموزش، سواد، برابری، جنسیت و محیطزیست، به میان نیامده و به مسائل مناقشهانگیزی نظیر مشارکت، دمکراسی یا سیاست به مثابهٔ بخشی از فرایند یا هدف توسعه پرداخته نشده بود (لفتویچ، ۱۳۸۵: ۷۲-۷۱). این گزارشها با محتوای نظریههای توسعهٔ معاصر خود همخوانی فراوانی داشتند.
نظریهٔ نوسازی در قالب ایدهٔ مراحل رشد تاریخی روستو، افزایش نرخ سرمایهگذاری و گستردهتر شدن تجارت، مجتمعهای تولیدی و حرکت به سمت جامعهٔ مصرف انبوه را راهی قطعی برای توسعه معرفی میکرد که سرانجام به تحقق سرمایهداری مدرن در کشورهای توسعهنیافته خواهد انجامید و مک کله لند از اوضاع روانی
کاربر ۸۹۴۵۴۱۴