جملات زیبای کتاب فداکاری مظنون X | طاقچه
تصویر جلد کتاب فداکاری مظنون X
off
٪۷۰

کتاب فداکاری مظنون X

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۴۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Zohreh
۴
هرجا که می‌رفت پوشه‌هایش را با خودش می‌برد. تا زمانی که پژوهشش هنوز جای پیشرفت داشت استراحت و تنفسی در کار نبود. و برای کار کردن روی آن فقط به مداد و کاغذ احتیاج داشت. اگر می‌شد به حال خودش رهایش کنند تا به پژوهشش بپردازد، دیگر چیزی از این دنیا نمی‌خواست.
Zohreh
۳
هروقت به این حقیقت دلگیر فکر می‌کرد که ممکن است قبل از اتمام آن بمیرد، انجام هر کاری غیر از آن برایش آزاردهنده می‌شد.
AS4438
۳
«بعضی چیزا تو زندگی هستن که مجبوریم به عنوان حقیقت بپذیریمشون، با اینکه نمی‌خوایم باورشون کنیم.»
Zohreh
۱
حیف که برای من و تو کار کردن بدون ساعت غیرممکنه. چه خوشت بیاد چه نیاد، ما لای چرخ‌دنده‌های جامعه گیر افتادیم. این چرخ‌دنده‌ها رو که از هم باز کنی، ساعت‌هامون از کار میفته. یا بهتره بگم ما چرخ‌دنده‌های داخل ساعتیم. هرچی هم پیش خودمون فکر کنیم متکی به خودمون هستیم، آخرش معلوم می‌شه که این‌طور نیست. این مطمئناً یه مقدار اطمینان خاطر بهمون می‌ده، ولی به این معنی هم هست که آزادی کامل نداریم.
Zohreh
۱
به خودش گفت: هر کاری که می‌کنی، فقط هول نشو. هول شدن کمکی به یافتن راه‌حل نمی‌کرد. او مطمئن بود که مسئله‌شان راه‌حلی دارد. هر مسئله‌ای راه‌حلی داشت.
Zohreh
۱
او همیشه ریاضی را مثل جست‌وجوی گنج در نظر گرفته بود. اول باید تصمیم می‌گرفتی کجا را بگردی؛ بعد باید مسیر کندوکاو مناسبی را که به پاسخ منتهی می‌شد مشخص می‌کردی. اگر نتیجه‌ای به دست نمی‌آوردی، باید برمی‌گشتی به ابتدای کار و مسیر دیگری را انتخاب می‌کردی. فقط با تکرار صبورانه ولی جسورانهٔ این کار می‌توانستی امیدوار باشی که گنج را پیدا می‌کنی ـ راه‌حلی که هیچ کس دیگری تا به حال پیدایش نکرده بود.
Zohreh
۱
«وقتی مردم رو از قیدوبند زمان آزاد کنی همین‌طور می‌شه. خودشون یه برنامهٔ انعطاف‌ناپذیر می‌ریزن.»
AS4438
۱
«متأسفانه امروزه دیگه هیچ‌چیز شخصیت آدم رو تضمین نمی‌کنه.»
سارگل
۱
جالبیش همینه. وقتی داری به خاطر شغلت فیلم می‌بینی اصلاً لذتی نداره.