«زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند.»
شوپنهاور میپرسد که آیا واقعاً میتوانیم نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟ واقعاً میتوانیم همچنان اجازه دهیم قضاوتهایشان تعیین کند چه آدمی باشیم؟ آیا عاقلانه است که عزتنفسمان در گرو عدهای ورقباز باشد؟ حتی اگر این آدمها به ما احترام بگذارند، این احترام چقدر ارزشمند است؟ یا چنانکه او میپرسد: «آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»