
بریدههایی از کتاب اضطراب منزلت
۳٫۴
(۲۰)
«طبیعت به من نگفت: "فقیر نباش." این را هم نگفت: "ثروتمند باش." فقط ملتمسانه گفت: "مستقل باش."»
شافور، اندرزها (۱۸۵۱)
parisa
«بیتردید طبقهٔ اشرافی ما عادت کرده مشاغل دولتی را به عنوان اسبابی برای کمک به آدمهای نزار و آوارهٔ فامیل خود به کار گیرد ـ به عنوان یتیمخانهای که در آن هرکسی که توان راه پیدا کردن به مشاغل آزاد را ندارد بتواند با هزینهٔ مردم یک دفتر کاری جزئی برای همیشه از آن خود داشته باشد.»
شقایق جدیدی
«بهای سنگینی دادهایم تا از اجداد بدویمان پیشی بگیریم و آن بها اضطراب همیشگی است. اضطراب از اینکه هنوز با آدمی که میخواهیم باشیم خیلی فاصله داریم.»
Afshin Janani
«زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند.»
شوپنهاور میپرسد که آیا واقعاً میتوانیم نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟ واقعاً میتوانیم همچنان اجازه دهیم قضاوتهایشان تعیین کند چه آدمی باشیم؟ آیا عاقلانه است که عزتنفسمان در گرو عدهای ورقباز باشد؟ حتی اگر این آدمها به ما احترام بگذارند، این احترام چقدر ارزشمند است؟ یا چنانکه او میپرسد: «آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»
zeynab
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمیشود. پشت غرور و تکبر وحشت نهفته است. وقتی این حس را در دیگران ایجاد میکنیم که به اندازهٔ کافی برای ما خوب نیستند، در واقع تحت تأثیر احساس حقارت آزاردهندهٔ خودمان هستیم.
Yashar Mir
«رها کردن توقعات به اندازهٔ برآوردن آنها آرامشبخش است. وقتی هیچ بودن شما در حیطهای خاص با روی باز پذیرفته شود، سبُکی عجیبی در قلبتان حس میکنید. چقدر روز خوبی است آن روز که از تلاش برای جوان یا خوشاندام بودن دست برداریم. آن روز میگوییم: "خدا را شکر! از دست آن تصورات باطل خلاص شدم!" هرچیزی که به خویشتن انسان افزوده شود همانقدری که مایهٔ غرور است بار اضافه هم هست.»
fatemeh
برای کسب رضایت از خود نیازی نیست در هر زمینهای موفق شویم. ما هرگز به خاطر شکستهایمان سرافکنده نمیشویم؛ فقط زمانی سرافکنده میشویم که غرور و حس ارزشمندیمان را در گروی دستاوردی بگذاریم، و بعد به آن دست پیدا نکنیم
fatemeh
جامعهای که در آن احترام منوط به نمایش اشیای پرزرقوبرق بوده. به جای اینکه تاریخ تجمل را داستانی راجع به طمع قلمداد کنیم درستتر است که آن را مدرک ترومای عاطفی بدانیم. این میراث کسانی است که تحت فشار تحقیر دیگران احساس کردهاند باید چیزی به خود عریانشان اضافه کنند تا نشان دهند که آنها هم دلیلی برای دوست داشته شدن دارند.
Yashar Mir
«رها کردن توقعات به اندازهٔ برآوردن آنها آرامشبخش است. وقتی هیچ بودن شما در حیطهای خاص با روی باز پذیرفته شود، سبُکی عجیبی در قلبتان حس میکنید. چقدر روز خوبی است آن روز که از تلاش برای جوان یا خوشاندام بودن دست برداریم. آن روز میگوییم: "خدا را شکر! از دست آن تصورات باطل خلاص شدم!" هرچیزی که به خویشتن انسان افزوده شود همانقدری که مایهٔ غرور است بار اضافه هم هست.»
Yashar Mir
«بهای سنگینی دادهایم تا از اجداد بدویمان پیشی بگیریم و آن بها اضطراب همیشگی است. اضطراب از اینکه هنوز با آدمی که میخواهیم باشیم خیلی فاصله داریم
سمانه :)
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمیشود.
توتِ وحشی
آرتور شوپنهاور، نمونهٔ بارز مردمگریزی فلسفی، میگوید: «وقتی به قدر کافی به ماهیت سطحی و بیهودهٔ افکار دیگران، به کوتهفکریشان، به بیاهمیتی احساساتشان، به انحراف باورهایشان و به تعدد خطاهایشان پی ببریم به تدریج نسبت به آنچه در ذهنشان میگذرد بیاعتنا میشویم. آنگاه میبینیم که هرکس ارزش بسیاری برای افکار دیگران قائل باشد در واقع دارد زیادی به آنها احترام میگذارد.»
f.h.l
«آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»
f.h.l
«میتوان مطمئن بود که هر تفکر همگانی و هر عقیدهٔ رایجی مزخرف است، چون توانسته نظر اکثریت را جلب کند.»
Guzal
«زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند.»
Guzal
فقدان محبت چه تأثیری بر ما میگذارد؟ چرا نادیده گرفته شدن باید ما را به چنان خشم و یأسی برساند که شکنجه در مقایسه با آن آسایش محسوب شود؟
شاید بتوان گفت توجه دیگران در اصل به این دلیل برایمان مهم است که ذاتاً راجع به ارزش خودمان دچار تردیدیم. در نتیجهٔ این تردید، آنچه دیگران دربارهٔ ما فکر میکنند نقش تعیینکنندهای در نحوهٔ نگرش ما به خودمان ایفا میکند. هویتمان اسیر قضاوتهای کسانی میشود که در میانشان زندگی میکنیم. اگر آنها از شوخیهایمان خوششان بیاید، از تواناییمان در سرگرم کردن دیگران مطمئن میشویم. اگر تحسینمان کنند، احساس شایستگی میکنیم. و اگر وقتی وارد جایی میشویم نگاهمان نکنند یا اگر بعد از اینکه گفتیم شغلمان چیست قیافهشان در هم رود، به خودمان شک میکنیم و دچار حس بیارزشی میشویم.
سمانه :)
حالت ایدهآل این است که نفوذناپذیرتر باشیم. اگر مورد بیاعتنایی و بیتوجهی و تمسخر قرار گرفتیم یا تحسین شدیم، قرص و محکم بمانیم. اگر کسی تعریف فریبندهای از ما کرد، بیجهت اغفال نشویم و اگر خودمان تحسین منصفانهای از خودمان کردیم و به ارزشمان پی بردیم، اشارهٔ یک نفر دیگر به بیاهمیت بودن ما آسیبی به ما وارد نکند. ارزش خودمان را بدانیم. ولی بر خلاف این حالت ایدهآل، ظاهراً ما مجموعهای از دیدگاههای مختلف نسبت به شخصیتمان درون خود داریم. هم گواه باهوش بودن درون خود داریم و هم گواه احمق بودن، هم شوخطبع بودن و هم کسلکننده بودن، هم مهم بودن و هم زیادی بودن. و در چنین شرایط پرنوسانی، معمولاً این رویکرد جامعه است که اهمیت ما را تعیین میکند.
سمانه :)
وقتی توقعمان کم باشد با کم هم خوشحال میشویم. و وقتی یاد گرفته باشیم همهچیز را بخواهیم، هرچه هم داشته باشیم باز احساس بدبختی میکنیم.
توتِ وحشی
ثروت مطلق نیست، بلکه نسبی است و به میل و خواست ما بستگی دارد. هروقت چیزی را طلب کنیم که نمیتوانیم به دستش بیاوریم، فقیرتر میشویم حتی اگر داراییهای زیادی داشته باشیم. و هر زمان از چیزی که داریم احساس رضایت کنیم، ثروتمند محسوب میشویم، در صورتی که ممکن است در حقیقت دارایی زیادی نداشته باشیم.
f.h.l
این جایگاه من در جامعه نیست که خوشبختم میکند، بلکه قضاوتهایم است؛ و با اینهاست که پیش میروم... فقط همینها از آنِ من هستند و کسی نمیتواند از داشتنشان محرومم کند
f.h.l
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمیشود. پشت غرور و تکبر وحشت نهفته است. وقتی این حس را در دیگران ایجاد میکنیم که به اندازهٔ کافی برای ما خوب نیستند، در واقع تحت تأثیر احساس حقارت آزاردهندهٔ خودمان هستیم.
Nr
«از آنجا که اکثر آدمها نهچندان خوب هستند و نهچندان عاقل، باید بیشتر بر سختگیری تکیه کرد تا مهربانی.»
reyhan loki
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمیشود. پشت غرور و تکبر وحشت نهفته است.
Guzal
«بدون تلاش هیچ شکستی رخ نمیدهد و بدون شکست هیچ سرافکندگیای در کار نیست. پس عزتنفس ما در این جهان کاملاً به چیزی یا کاری بستگی دارد که خودمان را مجبور به کسب یا انجامش میکنیم.
Guzal
طرح این پرسش که چرا یک سری آدمها محکوم به شخم زدن بودند و دیگران در تالارهای ضیافت در حال عیشونوش، به دلیل ایدئولوژی غالب، به معنای به پرسش کشیدن ارادهٔ خالق بود.
Nana🍊
خطرات برآورده نشدن توقعات با هرگونه افول در اعتقاد به جهانی دیگر، بیشتروبیشتر میشود. آنهایی که عقیده دارند آنچه روی زمین اتفاق میافتد فقط پیشدرآمدی است بر حیاتی ابدی، هرگونه تمایلی به حسادت را با این فکر جبران میکنند که موفقیت دیگران در مقایسه با آن زندگی ابدی فقط پدیدهای آنی و گذراست.
اما وقتی اعتقاد به جهان دیگر به عنوان آرامبخشی بچگانه و از دید علمی غیرممکن تعبیر شود، آگاهی از این موضوع که فقط یک فرصت برای موفق شدن و برآوردن خواستههای خود وجود دارد و آن هم به طرز ترسناکی مختصر و کوتاه است، فشار را به ناچار خیلی زیاد میکند. دیگر نمیتوان دستاوردهای زمینی را پیشدرآمدی بر آنچه انسان ممکن است در جهان بعدی ببیند در نظر گرفت، بلکه آنها تمام چیزیاند که انسان میتواند کسب کند.
Nana🍊
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود اگر بداند، به جز یکی دو نفر، همهٔ مخاطبانش ناشنوا هستند؟»
Guzal
«بهای سنگینی دادهایم تا از اجداد بدویمان پیشی بگیریم و آن بها اضطراب همیشگی است. اضطراب از اینکه هنوز با آدمی که میخواهیم باشیم خیلی فاصله داریم.
Yashar Mir
کسانی که از جایگاه خودشان مطمئن هستند تحقیر دیگران برایشان سرگرمی محسوب نمیشود. پشت غرور و تکبر وحشت نهفته است.
Kimmieyaa
حالت ایدهآل این است که نفوذناپذیرتر باشیم. اگر مورد بیاعتنایی و بیتوجهی و تمسخر قرار گرفتیم یا تحسین شدیم، قرص و محکم بمانیم
Yashar Mir
حجم
۹٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
حجم
۹٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان