غمِ گذشته نخواهم خورد ــ چرا غم خورم؟ با منتهای توان کار خواهم کرد و وقتم را برای افسوسخوردن تلف نخواهم کرد مثل شخصی گیرکرده در باتلاق که اول حساب میکند تا این لحظه چهقدر فرو رفته و حواسش نیست در همین زمانی که صرف محاسبه میکند عمیقتر فرو میرود
آریوبرزن
سرچشمۀ تازۀ زندگی را باید تا زمانی که ممکن است گشوده نگه داشت.
آریوبرزن
حواست باشد، زندگیات گذراست؛ برای تو نیز سرانجام زمانی خواهد رسید که زندگیات به پایان رسد، زمانی که دیگر هیچ امکان دیگری در زندگی نشانت نخواهند داد، زمانی که جز تذکار بهجا نخواهد ماند، نه آن تذکاری که اینهمه بدان دل بستهای، این آمیزۀ افسانه و حقیقت، بلکه تذکار صادق و امین وجدانت.
آریوبرزن
عصر ما همزمان کمیک و تراژیک است، تراژیک است چون در سراشیب هلاک افتاده است، کمیک است چون کماکان به راه خود ادامه میدهد، زیرا تا بوده آنچه فسادناپذیر است عنصر فسادپذیر را حمل میکند، آنچه فکریـ روحی است عنصر جسمانی را حمل میکند، و اگر بتوان تصور کرد جسمی بیجان بتواند همچنان مدتی کوتاه به کارهای معمول خود ادامه دهد، این حالت بهیکسان کمیک و تراژیک خواهد بود.
آریوبرزن
«آخر بر چه میتوان تکیه کرد؛ هرچیزی ممکن است تغییر کند؛ شاید حتی این موجودی که من اکنون تا سرحد پرستش میستایم تغییر کند؛ شاید دست تقدیرهای آتی مرا در تماس با موجودی دیگر قرار دهد که نخستینبار براستی کمال مطلوبی خواهد بود که من رؤیایش را در سر پروراندهام.»
آریوبرزن