
کتاب آسمان دریا را بلعید
خاطرات قهرمان جنگهای دریایی سرلشگر خلبان شهید حسین خلعتبری مکرم
پدیدآورندگان:
رحیم مخدومیانتشارات:
نشر شاهد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Alireza.Izadi
۲
من پسر پرچم ایرانم، من برادر مردم ایرانم.»
Alireza.Izadi
۲
زندگی زیباست، ای زیباپسند
زندهاندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بیبازگشت
کز برایش میتوان از جان گذشت
Alireza.Izadi
۲
«ای کاش بدنم تکهتکه شود، خونم به تمام وسعت ایران پاشیده شود و من فدایی تکتک مردم ایران شوم.»
میگفت «اصلاً نمیخواهم جسدی باقی بماند که دفن شود. دوست دارم خونم بعد از من، پاسدار این وطن و این مردم باشد.»
Alireza.Izadi
۱
افتخار میکنم که مردانه جنگیدیم. شبها به اتفاق دوران، سعیدی، سپیدموی و ضرابی در آشیانه میخوابیدیم تا هر لحظه نیاز باشد در دسترس باشیم.
Alireza.Izadi
۱
مادرم میگفت «وقتی حسین را باردار بودم، یک زن اهل بصیرت گفت: فرزندت پسر است. او را آسمان از تو میگیرد.»
Alireza.Izadi
۱
اگر من شهید شوم، دلم میخواهد به تعداد مردم وطنم شوم. در این صورت است که از مرگ لذت میبرم.»