جملات زیبای کتاب آبرویم را پس بده | طاقچه
تصویر جلد کتاب آبرویم را پس بده

کتاب آبرویم را پس بده

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۹۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
مریم ثروت
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ستاره تنهایی
۱۱
دل بریدن آسان است. کافی است چشم بگیری، چشم ببندی و بروی. بی‌هیچ بهانه‌ای!»
پیمایی
۱۱
کاش می‌شد آدم گاهی به اندازهٔ نیاز می‌مُرد!
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
۷
وقتی که مهر طلاق در شناسنامه‌ات می‌خورد و می‌فهمی زندگی مشترکت به پایانش رسیده، احساس پوچی می‌کنی. هر چه که داشته و نداشته باشی مهم نیست. مهم این است که در سخت‌ترین مرحلهٔ زندگی‌ات باخته‌ای و این یعنی شکست و هزاران پله سقوط! یعنی بفهمی که بعد از مشکلات و سختی‌های فراوان کاخ رؤیاهایت فرو ریخته و تو همچنان اندر خم یک کوچه‌ای!
Fateme
۶
«گیریم که آب رفته به جوی باز آید... با آبروی رفته چه باید کرد؟»
ارغوان صادق
۵
«گاهی... حس می‌کنم روی دست خدا مانده‌ام. خسته‌اش کرده‌ام... خودش هم نمی‌داند با من چه کند!»
شیوا
۳
"پیش از آن‌که دربارهٔ زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی... خودت را جای من بگذار. از مسیری که من گذشته‌ام عبور کن. با غصه‌ها... تردیدها... ترس‌ها... دردها و خنده‌هایم زندگی کن. یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد، هر گاه جای من زندگی کردی، آنگاه می‌توانی دربارهٔ من قضاوت کنی."
ارغوان صادق
۳
«راستش می‌دانی... دیگر طاقت رؤیاهایم تمام شد. دلم رسیدن می‌خواهد.»
کاربر ۹۰۸۹۲۰۸
۳
"پیش از آن‌که دربارهٔ زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی... خودت را جای من بگذار. از مسیری که من گذشته‌ام عبور کن. با غصه‌ها... تردیدها... ترس‌ها... دردها و خنده‌هایم زندگی کن. یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد، هر گاه جای من زندگی کردی، آنگاه می‌توانی دربارهٔ من قضاوت کنی."
zgolshan
۲
«من که از کویِ تو بیرون نرود پایِ خیالم... نکند فرق به حالم... چه برانی... چه بمانی... چه به اوجم برسانی... چه به خاکم بکشانی... نه من آنم که برنجم... نه تو آنی که برانی.»
شیوا
۱
"پیش از آن‌که دربارهٔ زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی... خودت را جای من بگذار. از مسیری که من گذشته‌ام عبور کن. با غصه‌ها... تردیدها... ترس‌ها... دردها و خنده‌هایم زندگی کن. یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد، هر گاه جای من زندگی کردی، آنگاه می‌توانی دربارهٔ من قضاوت کنی."
شیوا
۱
"پیش از آن‌که دربارهٔ زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی... خودت را جای من بگذار. از مسیری که من گذشته‌ام عبور کن. با غصه‌ها... تردیدها... ترس‌ها... دردها و خنده‌هایم زندگی کن. یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد، هر گاه جای من زندگی کردی، آنگاه می‌توانی دربارهٔ من قضاوت کنی."
ارغوان صادق
۱
«این روزهایم به تظاهر می‌گذرد. تظاهر به بی‌تفاوتی، تظاهر به بی‌خیالی، به شادی! به این‌که دیگر هیچ چیز مهم نیست، اما... چه‌قدر سخت می‌کاهد از جانم این نمایش.»