در دورهی جدید، کشورها را دیگر بر اساس معیارهای قدیمی تقسیمبندی نمیکنند. در اینجا، دیگر سخن از قیمومیت و استعمار و مستعمره نیست، چون کشورها استقلال حقوقی و سیاسی خود را به دست آوردهاند و نهادهای بینالمللیِ ساختهی استعمارگران نیز این استقلال را به رسمیت شناختهاند. در این دوره، سخن از کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته است. در واقع، این مفهوم نیز یکی از سازوکارهای استعماری است تا به کمک آن استعمارگران بتوانند سلطهشان را بر دیگر کشورها بازتولید کنند. در این مفهوم، توسعه جایگاهی است که ما (غربیها) به آن دست یافتهایم و شما (غیر غربیها) باید تلاش کنید تا خود را به این جایگاه برسانید. در این راه، تجربهی ما غربیها چراغ راه شماست و نسخههایی که ما برای شما تجویز میکنیم یگانه داروی شفابخشی است که شما را از منجلاب توسعهنیافتگی در میآورد و به آرمانشهر توسعهیافتگی میرساند.
Enesi
واقع، این صنعت فرهنگ است که در ایجاد و ارضای نیازهای غیر واقعی و سرکوب نیازهای واقعی دخالت تمامعیار میکند.
Enesi
تسلیم شدن به این معناست که خود را به طور کامل از دست بدهیم و سربسته با همهی چیزهایی که دربارهی ما گفتهاند، موافقت کنیم. مقاومت کردن نیز یعنی در حاشیه بمانیم، آنچه را که بودهایم، بازیابیم و خود را بازسازی کنیم. گذشته (داستانهای محلی و جهانی ما) و حال (جوامع، فرهنگها، زبانها و عملکردهای اجتماعی ما) هر دو میتوانند حاشیهنشینی باشند؛ اما به عرصهی مقاومت و امید نیز تبدیل شدهاند.
Enesi
هیچ اربابی با ابزارهای خود خانهاش را ویران نمیکند.
Enesi