هیچچیز در دنیا بهاندازهٔ یک خیابان خلوت در صبحی سرد و یک شهر بمبارانشده ترسناک نیست.
Mostafa F
از آنجایی که همه مجبور به ماندن در آلمان هستند، هر کسی آرزو دارد در جایی غیر از اینجا باشد، اما آنها که میمانند تقریباً دو دسته هستند: کسانی که زندگیشان را بهاندازهٔ کافی گذراندهاند و نای رفتن ندارند و گروه دیگر کسانی که نوعی شهامتِ مأیوسکننده دارند تا باور کنند که مأموریت آنها ماندن است.
زینب علوی
آخرین نفری که از او نام برده میشود، بازماندهای از اردوگاه کار اجباری است که تلاش برای روایت داستان خود را بیفایده میداند و این بههیچعنوان تصادفی نیست.
کاربر ۲۴۲۷۴۵۸
برای او فقط یک حزب وجود دارد، قطعاً «سوسیال دمکراتها»، اما سؤال بعدی این است؛ چرا آنها؟ او نمیتواند توضیح منطقیتری نسبت به اکثر رأیدهندگان حزب دمکراتیک ارائه دهد. در حقیقت مانند بسیاری از آلمانیها که طرز فکری یکسان با او دارند، حزب خود را با روند حذف انتخاب میکنند: دمکراتهای مسیحی حذف میشوند، زیرا مذهب وجود دارد. کمونیستها کنار میروند، زیرا کسی از روسها میترسد. لیبرالها برای ایفای نقش بسیار کم هستند و محافظهکاران بیشازحد ناشناخته؛ بنابراین اگر کسی برای رأی دادن باقی بماند-با وجود این واقعیت که کسی رأی دهد-خواهد گفت: مهم نیست چه کسی در انتخابات کشوری که هنوز در اِشغال است، پیروز شود.
زینب علوی