جملات زیبای کتاب در مسیر خرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب در مسیر خرد

بریده‌هایی از کتاب در مسیر خرد

نویسنده:کارل یاسپرس
انتشارات:مهرگان خرد
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۳از ۷ رأی
۳٫۳
(۷)
واضح‌ترین نشانهٔ ازهم‌گسیختگی جهان امروزی این است که انسان‌ها هر چه بیشتر از درک یکدیگر عاجز می‌شوند، با یکدیگر ملاقات می‌کنند و سپس متفرق می‌شوند، نسبت به یکدیگر بی‌اعتنا هستند و دیگر هیچ اجتماع یا وفاداری قابل اتکایی وجود ندارد.
Behrouz
پرسش‌های فلسفه اساسی‌تر از پاسخ‌هایش هستند و هر پاسخی خود پرسشی تازه است.
هادی محمودی
اندیشهٔ اقتدارگرای کلیسایی فلسفهٔ مستقل را بر این مبنا محکوم کرده که وسوسه‌ای دنیوی است که انسان را از خداوند دور می‌سازد و روحش را به‌واسطه اشتغالات فکری پوچ نابود می‌کند. تمامیت‌خواهی سیاسی نیز فلسفه را بر این مبنا مورد هجوم قرار داده که فلاسفه، جهان را صرفاً به انحای گوناگون تفسیر می‌کنند، درحالی‌که مسئلهٔ مهم تغییر آن است. هر دوی این مکاتب فکری فلسفه را به این دلیل خطرناک شمرده‌اند که نظم را تضعیف می‌کند و روحیهٔ استقلال و به‌تبع آن، شورش را تقویت می‌کند و انسان را از وظایف و تکالیف عملی‌اش منحرف می‌سازد. کسانی که طرفدار جهانی دیگرند که با خدایی وحیانی آشکار می‌شود و کسانی که نمایندهٔ قدرت مطلقهٔ اینجا و اکنونی عاری از خدا هستند، هر دو به یکسان آرزوی نابودی فلسفه را دارند.
هادی محمودی
انسان‌ها در عشق، در نبرد و در انجام وظایف والا غالباً بدون توجه به پیامدها، به‌شکلی نامشروط عمل می‌کنند. وقتی یک انسان به‌شکلی نامشروط عمل می‌کند، زندگی‌اش امر نهایی نیست، او آن را تابع چیز دیگری قرار می‌دهد.
هادی محمودی
پس هدف فلسفه ارتباط است و تمامی اهداف دیگر فلسفه نهایتاً ریشه در ارتباط دارند: آگاهی از هستی، روشنی از طریق عشق و دست‌یابی به آرامش.
Elham khodadadi
جهان یک ابژه نیست، ما همیشه در جهان هستیم و با ابژه‌های آن مواجه می‌گردیم، اما هرگز خود جهان را به‌عنوان یک ابژه در اختیار نداریم. هرچه هم که افق‌های کاوش روش‌شناختی ما گسترده باشد، به‌ویژه در مفاهیم نجومی ما از سحابی که طبق آن، کهکشانمان با میلیاردها خورشیدش تنها یکی در میان چندین میلیون است و در مفهوم ریاضیاتی از مادهٔ جهانی، تمام آنچه در این افق‌ها مشاهده می‌کنیم تنها وجوهی از پدیدارهاست و نه بنیان چیزها و نه جهان به‌مثابه یک کل.
علی
استقلال مطلق محال است. در تفکر، ما به تجربه‌ای وابسته‌ایم که باید به ما داده شود؛ در زندگی، به کسانی وابسته هستیم که با آن‌ها رابطهٔ مساعدت متقابلی داریم. در مقام خودیت، به خودیت دیگران وابسته‌ایم و تنها در ارتباط است که ما و دیگران حقیقتاً به خودمان می‌آییم. آزادی در انزوا وجود ندارد. هر جا که آزادی وجود دارد با ناآزادی در کشمکش است و اگر از طریق حذف تمام موانع بر ناآزادی فائق آییم، خود آزادی از میان می‌رود.
علی
اگر خود را در گذشته یا آینده گم کنیم، در ادای تکلیفمان بی‌مبالات می‌شویم. تنها از خلال واقعیت حاضر و کنونی می‌توانیم به امر بی‌زمان دست یابیم؛ تنها با درک زمان، می‌توانیم به ساحتی برسیم که در آن، کل زمان محو می‌شود.
علی