
بریدههایی از کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم
نویسنده:آستین کلیون
مترجم:ابراهیم احمدی نیا
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
دستهبندی:
امتیاز
۳.۴از ۷ رأی
۳٫۴
(۷)
خلاقیت همیشه نتیجۀ ارتباط یک ذهن با ذهنهای دیگر است.
nazanin
«در لحظه زندگی کنید و نگران آینده نباشید. ساده به نظر میرسد. واقعاً هم ساده است اما آسان نیست: به حمایت باورنکردنی و سازماندهی وسواسگونه نیاز دارد.»
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
«این چیزی است که همهٔ ما هستیم: آماتور. ما به اندازهٔ کافی طولانی زندگی نمیکنیم که چیز دیگری باشیم.»
- چارلی چاپلین
Zahra Darvishi
«اگر هر روز روی چیز کوچکی کار میکنید، کارتان را با چیزی به پایان میرسانید که بسیار بزرگ است.»
- کنت گلداسمیت
Zahra Darvishi
کسانی که به چیزی که دنبالش هستند میرسند، معمولاً آنهایی هستند که به اندازۀ کافی و طولانی باقی میمانند.
Zahra Darvishi
جهان با چنان سرعت زیادی در حال تغییر است که همۀ ما را به آماتور تبدیل میکند.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
خلاقیت، استعداد نیست. شیوهای از کار کردن است.
- جان کلیز
Zahra Darvishi
باورهای مخرب بسیاری دربارۀ خلاقیت وجود دارند، اما یکی از خطرناکترینها، باور «نبوغ تنها» است: یک فرد، با استعدادهای فوق بشری از جایی نامعلوم در نقاط مشخصی در تاریخ، بدون هیچگونه اثر و سابقهای، با ارتباط مستقیم با خدا یا میوز، الهۀ دانش و هنر یونان باستان، ظاهر میشود! فکر بکر، مثل یک صاعقه جرقه میزند، یک لامپ در سر فرد روشن میشود، و بعد بقیۀ وقتش را به زحمت کشیدن در استودیو و تبدیل این ایده به شاهکاری تمامعیار برای عرضه به دنیا و در بوق و کرنا کردن، میگذارند. اگر شما به نبوغ منحصربهفرد اعتقاد دارید، خلاقیت یک عمل جامعهستیز است که تنها توسط تعداد اندکی از چهرههای بزرگ، اجرا شد - اغلب افراد درگذشتهای با نامهایی مانند موتزارت (۶) ، اینشتین (۷) ، یا پیکاسو (۸) . بقیۀ ما علاف و مبهوت ایستادهایم و به موفقیتها و دستاوردهای آنها خیره شدهایم.
Zahra Darvishi
راهب ذن شانریو سوزوکی (۱۲) میگوید: «در ذهن یک مبتدی، امکانهای زیاد و در ذهن یک متخصص، تعداد کمی از آن وجود دارد.»
آماتورها از اشتباه کردن یا مسخره به نظر رسیدن در افکار عمومی نمیترسند. آنها عاشقند، پس برای انجام کاری که دیگران فکر میکنند مزخرف و احمقانه است، تردیدی ندارند.
Zahra Darvishi
برای بسیاری از هنرمندان، مخصوصاً آنهایی که در دوران پیش از دیجیتال بزرگ شدند، این نوع در دسترس بودن و آسیبپذیری بالقوه که با به اشتراک گذاشتن فرآیند کار یک نفر پیش میآید یک ایدۀ هراسانگیز است. ادگار آلن پو (۴۴) در سال ۱۸۴۶ مینویسد: «بیشتر نویسندهها - به ویژه شاعران - ترجیح میدهند اینطور فهمیده شود که آنها با انواعی از شوریدگی ناب - یک شهود وجدآور- شعر میگویند و قطعاً از اینکه اجازه دهند مردم به پشت صحنهها نگاهی بیندازند به لرزه در میآیند.»
Zahra Darvishi
موفقیت یکشبه، افسانه است. اگر در هر داستان موفقیت یکشبه دقیق شوید، ارزش یکدهه کار سخت و پشتکار را میفهمید. ساختن یک بدنۀ بنیادی و محکم از کار، زمان زیادی میخواهد - واقعاً یک عمر- اما خوشبختانه شما همۀ آن زمان را یکباره و یک جا نیاز ندارید. پس دههها را فراموش کنید، سالها و ماهها را فراموش کنید. روی روزها تمرکز کنید.
روز تنها واحد زمان است که میتوانم واقعاً آن را درک کنم. فصلها تغییر میکنند، هفتهها کاملاً ساختۀ بشرند، اما روز یک ریتم دارد. خورشید بالا میآید؛ خورشید پایین میرود و میتوانم با آن کنار بیایم.
Zahra Darvishi
هنگامی که ز فرانک (۵۴) با متقاضیان شغلی مصاحبه میکرد، از این ناراضی بود که: «وقتی از آنها میخواهم کارشان را به من نشان دهند، چیزهایی را از دانشگاه یا شغل دیگر نشان میدهند، اما من بیشتر به آنچه که هفتۀ پیش انجام دادهاند، علاقهمندم.»
Zahra Darvishi
«در لحظه زندگی کنید و نگران آینده نباشید. ساده به نظر میرسد. واقعاً هم ساده است اما آسان نیست: به حمایت باورنکردنی و سازماندهی وسواسگونه نیاز دارد.»
- راسل برند
Zahra Darvishi
اورسن ولز (۱۶۶) میگوید: «اگر یک پایان خوش و شاد میخواهید، کاملاً به این بستگی دارد که داستان را در کجا تمام میکنید.»
Zahra Darvishi
شما نمیتوانید روی هر چیزی برنامهریزی کنید؛ فقط میتوانید کارتان را شروع کنید، همانطور که ایزاک دینسن (۱۷۱) نوشت: «هر روز، بدون امید یا ناامیدی.»
Zahra Darvishi
محض اینکه دست از خواستن چیزی میکشید، به آن میرسید.»
- اندی وارهول
Zahra Darvishi
بهجای استراحت کردن بین پروژهها، منتظر بازخورد ماندن و نگرانی دربارۀ اینکه کار بعدی چیست، مانند آنهایی که با سیگار سیگارشان را روشن میکنند از آخر یک پروژه برای روشن کردن بعدی استفاده کنید. فقط کاری که پیش رویتان قرار دارد را انجام دهید و وقتی تمام شد از خودتان بپرسید چه چیزی را جا انداختهاید و چه چیزی را میتوانستید بهتر انجام دهید یا به چه چیزی نمیتوانستید برسید و فوراً روی پروژۀ بعدی بپرید.
Zahra Darvishi
بعضی از بااهمیتترین و بهیادماندنیترین اثرات هنری فرهنگی ما برای پول ساخته شدند. میکل آنژ سقف کلیسای سیستین (۱۴۷) در واتیکان را نقاشی کرد چون پاپ، به او سفارش داد. ماریو پوزو (۱۴۸) ، رمان پدرخوانده را نوشت تا پول بگیرد: او ۴۵ ساله بود، از هنرمند بودن خسته شده بود، ۲۰۰۰۰ دلار به گروهی از بستگان، بانکها، شرطبندیها، و رباخواران بدهکار بود.
Zahra Darvishi
معمولاً خستهکنندهترین و سودجویانهترین تکنولوژیها همانهایی هستند که بیشتر و طولانیتر باقی میمانند. سالهای سال است که ایمیل وجود دارد، اما پایانش به این نزدیکیها نیست. هر چند تقریباً همه از آن متنفرند، اما همه یک آدرس ایمیل دارند. و برخلاف RSS (۱۵۸) و شبکههای اجتماعی، اگر برای کسی ایمیلی بفرستید، دقیقاً در صندوق ورودیاش فرود میآید و آن را میبیند. شاید آن را باز نکند، اما قطعاً به دردسر پاک کردنش خواهد افتاد.
Zahra Darvishi
