در نقد ادبی سدۀ نوزدهم، این ایده مرسوم بود که آگاهی از نویسنده میتواند دانشمان دربارۀ اثر را بهبود دهد؛ پس[ منتقدان ]در پی گردآوری بیشترین اطلاعات ممکن از نویسنده بودند.
اما والری با کنارهگیری از آن سنت انتقادی، معتقد بود که علیرغم ظواهر موجود، نویسنده در جایگاهی نیست که اثر خود را توضیح دهد. «اثر» محصول یک فرایند آفرینش است که در نویسنده رُخ میدهد اما از او فراتر میرود و کاستن اثر به کنش آفرینش منصفانه نیست. پس برای درک نوشته، گردآوری اطلاعات دربارۀ نویسنده ارزش چندانی ندارد، چرا که در واکاوی نهایی، نویسنده صرفاً پناهگاهی کوتاهمدت برای اثر بوده است.