
amir
۴
از میان ما، آنانی که شیفته کلماتاند و عبارتی زیبا به وجدشان میآورد، میدانند که کلمات تنها ابزار آدمی برای بیان آلام درون، ادای احترام، طرح یافتهها و ابراز توافق با رخدادهایی است که از درون یا برون بر ما میگذرد. ما نیز، همچون تمامی عاشقان، هرقدر بتوانیم بر آنچه دوست داریم میافزاییم. عاشقی بیهوده نیستیم و عشقمان برای زندگی است.
عبدالله قهری
۲
نظام شناختی اطلاعاتی را ذخیره میکند که نظامهای کنشی به آنها دست مییابند و برای تولید آواها، تعبیر، بیان اندیشه، پرسش، ارجاع و مانند آن بهکار میبرند. نظام مبتنی بر شناخت معرف دانش بیکرانه ماست؛ مثلاً دانش ما درباره آوا و معنی و روابط میان این دو که گسترهای نامحدود را فرا میگیرد.
عبدالله قهری
۱
پدیدهها از طریق تماس با یکدیگر، تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند.
مرضیه سادات هاشمي
۰
البته پاسخی کوتاه به این پرسش این است
عبدالله قهری
۰
نشانه دو جنبه دارد، نخست اینکه، نشانه به شیئی در جهان خارج، یعنی مصداق خود، تخصیص مییابد؛ این امر در «زبانی منطقاً کامل» برای هر لفظ «خوشساخت» (well constructed (صادق است. دوم اینکه، نشانه «مفهومی» دارد که مرجع آن را تثبیت میکند و «برای هر کسی» که آن زبان را میداند، «قابل درک است». درک یک لفظ همانا دانستن مفهوم آن در زبان مشترک عمومی است.
عبدالله قهری
۰
اندیشیدن،فرآیندی است که در مرز ذهن و غیرذهن قرار میگیرد و به همین دلیل نمیتواند از دیدگاهی صرفاً روانشناختی بهطور کامل درک گردد، زیرا در درک این قانون چیزی در برابر دیدگان ما ظاهر میشود که ماهیتش، در مفهوم دقیق کلمه، دیگر ذهنی نیست؛ یعنی همانا اندیشه.
shahriarkhademi
۰
نیروی انگیزنده زبان است که میگیرد، میلرزاند، دگرگون میسازد و از این رهگذر انسان را انسان میکند. و زبان چه به گفته درآید و چه خاموش بماند، تنها خصیصه براستی انسانی است.
shahriarkhademi
۰
این زبان است که پرشکوه و زنده از دهان آدمی فوران میکند و پرحرارت به بیرون میجهد.
shahriarkhademi
۰
این زبان است که به دور از هر کارآیی عملی و بلاواسطه، به ما میآموزد که واژهها نمادهای نهایی اندیشهاند و نیروی زندگی یا مرگ در همین زبان نهفته است.
shahriarkhademi
۰
کلام همانا قدرت است. قدرت است زیرا به نیروهای نهانی و پررمز و راز حیات میبخشد. نقش و کار کلام برانگیختن نیروهایی است که تاکنون پنهان یا سترون بودهاند. و تنها در انتظار فرمان کلام بودهاند تا بر آنها پرتو افکند، آشکارشان سازد و امکان ورودشان را به قلمرو وجود و زمان فراهم آورد. این همان نیرویی است که انسان از همان بدو پیدایش تمدن به کلام نسبت داده است.
