
بریدههایی از کتاب ان یا ام؟
۳٫۹
(۹)
هیچچیز آنقدر ارزش ندارد که به خاطرش بمیری. این حرفها همهاش توهم ... چرند ... چرت و پرت ... و بلندپروازی احمقانه است. برای من، کشورم همه چیزم نیست.
تامی گفت:
ــ الآن باور نمیکنی، اما بالاخره یک روزی متوجه میشوی که میهن همه چیز توست.
امیر
خیلی بد است که آدم جز فکر کردن کار دیگری نداشته باشد.
مریم رضائی؛
این آدمهای خوشقلب اما گیج و منگِ طرفدارِ دموکراسی فقط آنچه را که مطابق میلشان است باور میکنند ...
Ghazal Gohari
خطر شکست وجود دارد، ولی نه از بیرون کشور، نه از بمبافکنهای پُرقدرت آلمانی، نه از اشغال کشورهای بیطرف به دست آلمان یا از بابت مواضع مهمی که دشمن هر روز تصرف میکند و از آنها به ما هجوم میآورد ... خطر شکست از داخل کشور است. خطر اصلی برای ما اسب تروا ست، همان اسب چوبی در داخل شهرمان.
Ghazal Gohari
بدترین بخش کار این است که باید این آدمهای عادی را به موقعیت غیرعادی اما دلخواه خودت بکشانی و بعد امتحانشان کنی.
Ghazal Gohari
میتواند کلیات داستانش را آماده کند، اما موقع تعریف جزئیاتِ کماهمیت احتمال اشتباه زیاد است. از این گذشته، شخصی که داستان دروغی تعریف میکند معمولاً جزئیات زیادی را به یاد میآورد، اما آدم راستگو اینطوری نیست. معمولاً آدمهای عادی همینطوری به خاطر نمیآورند که در ۱۹۲۶ به شکار رفتهاند یا در ۱۹۲۷، بلکه باید کمی حواسشان را جمع و حافظهشان را مرور کنند.
Ghazal Gohari
