اگر سیاه و سفید یکی باشند، با موقعیت مضحکی رو به رو میشوی که در آن یک مغز به طور همزمان چیزی را میداند و نمیداند، و وقتی در جایگاه سفید بازی میکند باید تماما آنچه را که لحظهای پیش در جایگاه سیاه به آن فکر میکرده فراموش کند. چنین تفکر دوگانه حقیقتا یک شکاف خودآگاهی را در بردارد، یک توانایی اختیاری برای روشن و خاموش کردن عملکرد مغز، چنان که گویی یک دستگاه مکانیکی باشد. تمایل به بازی کردن شطرنج در مقابل خود یک تناقض است و درست مثل پریدن از روی سایهی خودتان میماند.