خواب دیدم کسی آمد درِ این خانه را زد. رفتم در را بازکردم. کسی پشت در بود و یک سینی روی دستش داشت. روی سینی را هم یک پارچهای کشیده بود. گفت:این مربوط به شماست. آن را به من داد و رفت. در را بستم و آمدم. روپوش را که برداشتم، دیدم توی سینی یک لبادهٔ زربافت بود و روی لباده یک نامه بود. نامه را باز کردم. نوشته بود آقای سیدعلی خامنهای، هدیهای است از طرف حضرت رسول (صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) به شما. این هدیه را قدر بدانید. نامه را به چشم مالیدم. لباده را پوشیدم و مقابل آینه ایستادم. این لباده بسیار زیبا بود و اندازه و برازنده بود. حالا تعبیرش چه میشود؟
خندیدم و بهمزاح گفتم:«شما شاه میشوید!»
_ چه میگویی آقا سید؟! من دارم با شاه مبارزه میکنم. دعا کنید بتوانم خدمتگزار مردم باشم.