جملات زیبای کتاب نخستین پرونده های پوآرو | طاقچه
تصویر جلد کتاب نخستین پرونده های پوآروsubscriptionAvailable

کتاب نخستین پرونده های پوآرو

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فرزند قصه‌ها
۵
ــ باید یک پرده در این اتاق کوچک غذاخوری باشد. هست یا نه؟ ــ آره، ولی ... ــ یک فضای کافی هم پشت آن بوده تا کسی بتواند مخفی شود؟ ــ بله ... در واقع، یک فرورفتگی کوچک، ولی تو از کجا می‌دانی ... تو که آنجا نبودی، نکند بوده‌ای، موسیو پوآرو؟ ــ نه، جپ عزیزم، از فکرم کمک گرفتم و وجود پرده را کشف کردم. بدون آن، این نمایش شکل منطقی نخواهد داشت. و همیشه آدم باید منطقی باشد.
فرزند قصه‌ها
۳
هارلکوین همان‌جا بود، شکی در آن نبود، ولی روی زمین دراز کشیده بود و یک کارد غذاخوری در قلبش فرو رفته بود!
آناهیتا
۱
چشمان آبی‌اش که به گل «فراموشم نکن» می‌مانست به پوآرو خیره شد.
^-^
۱
آدم باید بتواند بالا و پایین زندگی را تحمل کند، دوست من.
جسیکا
۰
آبی است ریخته و سبویی است شکسته.
جسیکا
۰
ــ هرجایی که پای سرشت انسانی در میان باشد، ماجرای دراماتیک هم به‌وجود می‌آید. ولی همیشه آنجایی نیست که تو فکرش را می‌کنی. این را یادت باشد.