گاهی میشنیدم که با چه حرارت و خشونتی از نژاد و از «پاکیها» حرف میزنند. حسابی معذب بودم و میترسیدم من را هم یکی از همان موجودات بیگانهٔ منفور به حساب بیاورند. وقتی میپرسیدند اهل کجایم، جرئت پاسخ نداشتم. کلمهٔ «پاکستانی» تبدیل به فحش شده بود. کلمهای بود که نمیخواستم درمورد خودم به کار برود. تحملش را نداشتم که خودم باشم.