جملات زیبا از متن کتاب تاریخ جهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاریخ جهان

کتاب تاریخ جهان

۳.۶(از ۱۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
ارنست گامبریچ، علی رامین
انتشارات: 
نشر نی
categoryدسته‌بندی: 
تاریخ جهان

قیمت:

۳۶۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بودا چنین می‌اندیشید. چنانچه بتوانیم در خواستن چیزهای زیبا و دلپذیر در زندگی خویشتن‌داری کنیم، و بیاموزیم که چگونه حرص و آزمان را برای خوشی، رفاه، شهرت و محبوبیت مهار کنیم، دیگر هنگامی که نمی‌توانیم آنچه می‌خواهیم به دست آوریم، چنان‌که اغلب پیش می‌آید، غمگین نخواهیم بود. کسی که خود را از اسارت هوای نفس رهایی بخشد، از غمگین‌بودن هم رهایی خواهد بخشید.
Mhammad javad
۱۰
جهان چرخشی همچون چرخ کوزه‌گری دارد
sina niksirat aghdam
۶
همه به آینده بهتر امید داریم ــ آینده باید بهتر باشد!
sina niksirat aghdam
۵
هر آنچه داشت را به دوستانش بخشید. آن‌ها شگفت‌زده شدند و گفتند: «پس چه چیزی را برای خودتان باقی گذاشته‌اید؟»، می‌گویند پاسخ داد: «امید را»؛
ز.کاف
۴
«مسائل بزرگ تاریخ نه با حرف و سخن، بلکه با خون و آهن فیصله می‌یابند»
sina niksirat aghdam
۳
مردم، یعنی ساکنان شهر، باید خود درباره امور شهرشان تصمیم بگیرند. آن‌ها باید در کوچه و بازار آتن مجمعی را تشکیل دهند و رأی بدهند. اکثریت باید تصمیم بگیرد و شورایی از خبرگان را برگزیند که تصمیمات را به اجرا درآورند. این نوع حکومت به زبان یونانی، دموکراسی «یعنی حکومت مردم» نامیده می‌شود.
sevin
۲
همیشه پیش از هر «روز و روزگاری»، روز و روزگاری دیگر وجود داشته است. آیا هیچ‌گاه بین دو آینه ایستاده‌اید؟ باید این کار را تجربه کنید. آنگاه صف بلندی از آینه‌های درخشان را می‌بینید که هریک کوچک‌تر از آینه پیش از خود است و از آن فاصله می‌گیرد، و محوتر و محوتر می‌شوند، به طوری که هیچ‌گاه نمی‌توانید آخرین آینه را ببینید. ولی حتی با وجود آن‌که از جایی به بعد دیگر نمی‌توانید آینه‌های بیشتری را ببینید، آینه‌ها همچنان به موجودیت خود ادامه می‌دهند. آن‌ها وجود دارند و شما این را می‌دانید.
ARF.8
۲
آیا فکر می‌کنید از آن زمان تاکنون تغییرات زیادی رخ داده است؟ آن‌ها انسان‌هایی همچون خود ما بودند. اغلب نسبت به هم نامهربان، بی‌رحم و فریبکار بودند. متأسفانه ما هم چندان فرقی نکرده‌ایم.
کاربر ۹۸۳۲۷۶۴
۲
در جلسه‌ای در سنای روم، او را احاطه کردند و خنجرهای‌شان را برای از پا درآوردن او بلند کردند. سزار به دفاع از خویش پرداخت. ولی هنگامی که میان مهاجمان خود، چشمش به بروتوس افتاد، نقل است که گفته است: «تو هم، بروتوس، پسر من؟» و سپس بی‌آن‌که کوشش بیشتری برای مقاومت به عمل آورد، اجازه داد که مضروبش کنند.
ز.کاف
۲
می‌گویند وقتش را صرف تعمیر و تنظیم ساعت‌ها می‌کرد. دلش می‌خواست زنگ همه ساعت‌ها در یک زمان به صدا درآیند. می‌گویند زمانی که به این کار موفق نشد، گفته است: «چگونه من توانسته بودم ادعا کنم که می‌کوشم همه مردمان امپراتوری‌ام را با یکدیگر متحد سازم، حال آن‌که اکنون نمی‌توانم حتی برای یک بار چند ساعت را وادارم که همه در یک زمان، زنگ بزنند».
علی یادگاری
۱