جملات زیبای کتاب انزجار؛ توماس برنهارت در سان سالوادور | طاقچه
تصویر جلد کتاب انزجار؛ توماس برنهارت در سان سالوادور

بریده‌هایی از کتاب انزجار؛ توماس برنهارت در سان سالوادور

۴٫۰
(۱۳)
آخ که دلم لک زده برای اینکه روی تخت دراز بکشم و با خیال راحت کتاب بخوانم
da☾
تنها جایی که توی این مملکت آرامش دارم همین‌جاست. بقیهٔ کافه‌های اینجا را که می‌بینم عُقم می‌گیرد.
da☾
به خدا به عمرم سیاست‌مدارانی تا این اندازه غرق در جهل و خرافه ندیده‌ام. انگار عامدانه در برابر دانستن مقاومت می‌کنند. هرکس یک جو سواد داشته باشد فوراً می‌فهمد سواد این جماعت ته کشیده، چون به‌محض اینکه دهنشان را باز می‌کنند خودشان را لو می‌دهند و حالی‌ات می‌کنند که مدت‌هاست چهار خط کتاب نخوانده‌اند.
گربه سیاه کوچولو
مویا، راستش این کافه تنها جایی است که طبعم می‌گیرد بیایم.
da☾
باید برایت تعریف کنم چه حسی نسبت به این‌همه گند و کثافت دارم. هیچ کسِ دیگر نیست که باهاش درددل کنم و فکرهایی را که اینجا دارم برایش بگویم.
da☾
غروب را دوست دارم مویا. دلم می‌خواهد توی این حیاط‌خلوت بنشینم و غروب را نگاه کنم.
da☾
تو را به خدا شانس ما را می‌بینی؟ این‌همه کشور توی دنیا هست، آن‌وقت ما عدل باید توی این خراب‌شده به دنیا می‌آمدیم که مهد حماقت و جنایت است.
rezai milad
آدم واقعاً غصه‌اش می‌گیرد وقتی می‌بیند زندگی خفت‌بار این مردم حتی بهترین ذهن‌هایشان را هم با تعصب ایدئولوژیک آلوده می‌کند.
rezai milad
مگر غیر از این است که وطن‌پرستی را یک‌مشت سیاست‌مدار اختراع کرده‌اند تا بهتر از مردم سواری بگیرند؟
Bud
مویا، توحش و بی‌خردی در این سطح فقط توی این مملکت ممکن است. آخر کجای دنیا یک جانی بالفطره می‌شود پدر معنوی مردم؟
rezai milad
تنها احساسی که این مملکت در من برمی‌انگیزد انزجار است.
AmirHossein
از تشییع‌جنازه متنفرم. از اینکه بیایند بهم تسلیت بگویند حالم به هم می‌خورد. نمی‌دانم چی جوابشان را بدهم. آخر این چه رسمی است که وقتی یکی از کسانت می‌میرد یک مشت غریبه می‌آیند بغلت می‌کنند و ادای دوست‌های صمیمی را درمی‌آورند؟ کاش هیچ‌کدامشان نمی‌آمدند.
Bud
گفتم شما را به‌خیر و من را به‌سلامت. نمی‌خواستم قیافهٔ نحسشان را ببینم و یاد این مملکت خراب‌شده بیفتم.
Bud
می‌دانی مویا، این مملکت هیچ ارزشی ندارد، چون توهمی بیش نیست.
Bud
ملتی توسری‌خورتر و خاک‌برسرتر از این‌ها ندیده‌ام. با کمال میل خودشان را به ارتش می‌فروشند، از بس که کشته‌مردهٔ جنایت‌اند. اصلاً انگار تروریسم توی خونشان است.
Bud
توی این مملکت اصلاً نیاز نیست بین نامزدها مناظره برگزار کنی؛ کافی است ازشان بخواهی به انتخاب خودشان متنی را با صدای بلند بخوانند. قسم می‌خورم از صدتا یکی‌شان هم نمی‌تواند یک صفحه را بدون تپق بخواند.
Bud
نمی‌فهمم دنبال توپ دویدنِ بیست‌ودوتا کله‌پوک قحطی‌زده چه جذابیتی برای برادرم دارد.
Bud
مگر غیر از این است که وطن‌پرستی را یک‌مشت سیاست‌مدار اختراع کرده‌اند تا بهتر از مردم سواری بگیرند؟
Bud
چقدر از جمعیت‌های بزرگ متنفرم. اصلاً دست خودم نیست؛ وقتی می‌بینم یک جایی آدم زیاد جمع شده حالم بد می‌شود.
da☾
برای من خانواده یک چیز تصادفی است و کوچک‌ترین اهمیتی ندارد.
da☾
می‌خواهم کودکی نکبتی‌ام را که توی این مملکت و این خانهٔ دیوارکشی‌شده گذرانده‌ام کلاً از ذهنم پاک کنم. یاد سال‌هایی که اینجا سپری کردم می‌افتم اعصابم خرد می‌شود؛ آخر بیست سال اول زندگی‌ام واقعاً نکبت بود مویا.
da☾
فقط از این آهنگ‌های درپیت عوام‌پسند گوش می‌دهند که یارو از اول تا آخرش را فالش می‌خواند و یک شعر کشکی پراشک‌وآه را زنجموره می‌کند. آن‌وقت برادرم با پررویی برگشته به من می‌گوید چرا نمی‌آیم توی این کشور زندگی کنم!
ایلوی
تو را به خدا شانس ما را می‌بینی؟ این‌همه کشور توی دنیا هست، آن‌وقت ما عدل باید توی این خراب‌شده به دنیا می‌آمدیم که مهد حماقت و جنایت است.
AmirHossein
به‌خدا بزرگ‌ترین کابوسم این بود که برگردم به این مملکت و همین‌جا گیر بیفتم.
AmirHossein
مویا، به‌خدا بزرگ‌ترین کابوسم این بود که برگردم به این مملکت و همین‌جا گیر بیفتم.
Bud
خیلی فاجعه است مویا، همه‌شان می‌خواهند توی ارتش باشند تا با خیال راحت آدم بکشند. نگاهشان کن تا میل به کشتن را توی چشم‌هایشان و طرز راه رفتن و حرف زدنشان ببینی.
Bud
خیلی فاجعه است مویا، همه‌شان می‌خواهند توی ارتش باشند تا با خیال راحت آدم بکشند. نگاهشان کن تا میل به کشتن را توی چشم‌هایشان و طرز راه رفتن و حرف زدنشان ببینی.
Bud
تنها حسی که این مملکت و مردم سربازصفتش در من برمی‌انگیزند انزجار است.
Bud
یک نفر هم تویش پیدا نمی‌کنی که تاریخ بخواند، چون نه رشتهٔ تاریخی وجود دارد، نه کسی تاریخ دوست دارد. آن‌وقت جالبش اینجاست که به مردمِ این مملکت می‌گویند «ملت». دروغ از این شاخ‌دارتر؟ چطور می‌شود به مردمی که نه به تاریخ عمومی جهان علاقه دارند، نه تاریخ خودشان، بگویی «ملت»؟
Bud
برخلاف میلم مجبور بوده‌ام به زرزرهای این سیاست‌مداران که با آرمان‌های چرندشان هزاران آدم بدبخت را راهی قبرستان کرده‌اند گوش بدهم.
Bud

حجم

۷۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

حجم

۷۱٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۶۴ صفحه

قیمت:
۵۳,۳۰۰
تومان