جملات زیبای کتاب این وبلاگ واگذار می شود | طاقچه
تصویر جلد کتاب این وبلاگ واگذار می شود

بریده‌هایی از کتاب این وبلاگ واگذار می شود

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۴از ۳۷ رأی
۴٫۴
(۳۷)
با نگاهش اشاره کرد به دیوار پشت سرش و کلیدی که از میخی زنگ‌زده آویزون بود و با آه گفت: «آدم وقتی منتظره، هیچ‌جا نمی‌تونه بره.» راست می‌گفت. آدم وقتی منتظره هیچ‌جا نمی‌تونه بره، نه خودش، نه خیالش
یاس ربیعی
دیگر هیچ‌چیز برایم مهم نبود. با لباس زدم به آب. آدمی که زیادی باشد، لباس می‌خواهد برای چه؟ کفش‌هایم به شُل و گِل شط می‌چسبید و شِلپ‌شِلپ صدا می‌داد. یکی از کفش‌هایم ماند و همراهم نیامد. آدمی که به بن‌بست رسیده باشد، کفش می‌خواهد چه کند؟ آن یکی را هم در آوردم. قدم‌هایم جان نداشت. در آن لحظه پوچ‌ترین چیز دنیا زندگی بود. سخت‌ترین کار دنیا زندگی بود. تنهایی و تنهایی و بی‌گناهی و بی‌پناهی. آن وسط‌ها یکی صدایم می‌کرد: بیا... بیا... من آرامت می‌کنم. از سوختن نجاتت می‌دم و خنکت می‌کنم. بیا بگیرمت تو بغل... بیا از کوسه‌ها نترس... می‌رفتم. زانو، کمر، شانه، سر... خدایا چه ترسی دارد مُردن! یعنی دیگر زندگی تمام است؟ تمامِ تمام. می‌روم پیش مادرم آن دنیا؟ تمام راه‌های این دنیا به بن‌بست رسیده؟ یعنی روزها و شب‌ها و آدم‌ها را نمی‌بینم؟ فریبا، فریبا را هم نمی‌بینم؟ ــ برگرد!
یاس ربیعی
مو از آدمای کوتوله بدم می‌آد. وقتی می‌گم کوتوله، منظورم قدشون نیست. فکرشونه.
Mahta
خوبی اینترنت همینه که همیشه کسایی هستن که داستانتو بخونن و نظر بدن. دیگه لازم نیست منت سردبیر و ته‌دبیر مجله‌هارو بکشی.
Mahta
زندگی صدسال اولش سخته
Mahta
اصلاً کی می‌دونه چی درسته و چی غلط؟ چی واسه کی درسته و واسه کی غلط؟
Mahta
سخت‌ترین کار دنیا زندگی بود.
Mahta
شدم مثل بچه‌ریقوهایی که تا حالا حتی یه انشا هم ننوشتن.
Mahta
گفتن واقعیت دو حالت داره، یکی قبل از اتفاق، یکی هم بعدش. آدم باید بدونه چی‌رو کِی بگه.
Mahta
هرچی صبر می‌کنیم، بیش‌تر کش می‌آد. مملکت رو آتیشه
Mahta
«می‌دونی، آدما از یه قماشن، فقط دوخت‌شون با هم فرق می‌کنه.»
Mahta
«آدم وقتی منتظره، هیچ‌جا نمی‌تونه بره.»
Mahta
«می‌دونی، آدما از یه قماشن، فقط دوخت‌شون با هم فرق می‌کنه.»
Mahi
پابرهنه راه افتادم. شناسنامه نداشتم، چمدان نداشتم، صاحب و سالار نداشتم. هیچ‌چیز نداشتم. و دست و پایم باز بود. خودم بودم و خودم. و یک دشت در پیش.
negar
«دمت گرم عامو! اژدهای کُشتی و دختر شاه پریونه نجات دادی.»
negar
آن‌شب بدترین دیکتهٔ عمرم را نوشتم. دیکته‌ای پر از غلط.
negar
«اَناطیر و مَأسورِ الْجِناحین... /لو تِعْلَم بْحالی شْصار... /ما تحسب غِنوِتی مِنِّ الْفَرَح... /اَوِنْ لِلْطیرِ الِبْحُرّیتَه طار...»
negar
سرک کشیدن تو زندگی و چیزای خصوصی آدما کار زشتیه
Mahta
گاهی فکر می‌کنم تو چیزای قدیمی حسی هست که مث یه ربایش الکترومغناطیسی منو جذب می‌کنه. حالا نه خیلی هم قدیمیِ قدیمی. یه‌جورایی هرچی که مال قبل از تولدم باشه.
Mahta
همیشه اولین اُردش همین بود. «اول یه آب بذار سی چایی.» انگار اگر چای نمی‌خورد موتورش ریپ می‌زد. ولش می‌کردی با چایی دوش می‌گرفت.
Mahta
بِلال حبشی بمیره، دیگه کسی نِباد اذون بگه؟
Mahta
«هفت شهر عشق را عطار گشت... ما هنوز اندر خَمِ یک کوچه‌ایم»
Mahta
بزنی به آب راحت می‌شوی از این زندگی و آدم‌هایش
Mahta

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۴۴ صفحه

قیمت:
رایگان