جملات زیبا از متن کتاب این وبلاگ واگذار می شود | طاقچه
تصویر جلد کتاب این وبلاگ واگذار می شود

کتاب این وبلاگ واگذار می شود

رمان نوجوان

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
فرهاد حسن زاده
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یاس ربیعی
۶
با نگاهش اشاره کرد به دیوار پشت سرش و کلیدی که از میخی زنگ‌زده آویزون بود و با آه گفت: «آدم وقتی منتظره، هیچ‌جا نمی‌تونه بره.» راست می‌گفت. آدم وقتی منتظره هیچ‌جا نمی‌تونه بره، نه خودش، نه خیالش
Mahta
۶
مو از آدمای کوتوله بدم می‌آد. وقتی می‌گم کوتوله، منظورم قدشون نیست. فکرشونه.
Mahta
۴
زندگی صدسال اولش سخته
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۴
«ای قوم به حج رفته کجایید؟»
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۴
«می‌دونی، آدما از یه قماشن، فقط دوخت‌شون با هم فرق می‌کنه.»
یاس ربیعی
۳
دیگر هیچ‌چیز برایم مهم نبود. با لباس زدم به آب. آدمی که زیادی باشد، لباس می‌خواهد برای چه؟ کفش‌هایم به شُل و گِل شط می‌چسبید و شِلپ‌شِلپ صدا می‌داد. یکی از کفش‌هایم ماند و همراهم نیامد. آدمی که به بن‌بست رسیده باشد، کفش می‌خواهد چه کند؟ آن یکی را هم در آوردم. قدم‌هایم جان نداشت. در آن لحظه پوچ‌ترین چیز دنیا زندگی بود. سخت‌ترین کار دنیا زندگی بود. تنهایی و تنهایی و بی‌گناهی و بی‌پناهی. آن وسط‌ها یکی صدایم می‌کرد: بیا... بیا... من آرامت می‌کنم. از سوختن نجاتت می‌دم و خنکت می‌کنم. بیا بگیرمت تو بغل... بیا از کوسه‌ها نترس... می‌رفتم. زانو، کمر، شانه، سر... خدایا چه ترسی دارد مُردن! یعنی دیگر زندگی تمام است؟ تمامِ تمام. می‌روم پیش مادرم آن دنیا؟ تمام راه‌های این دنیا به بن‌بست رسیده؟ یعنی روزها و شب‌ها و آدم‌ها را نمی‌بینم؟ فریبا، فریبا را هم نمی‌بینم؟ ــ برگرد!
سدریک دیگوری💛
۳
وقتی اینترنت قطع باشه، انگار موندی تو یه جزیره و تا چشم کار می‌کنه دورتادورت آبه و آبیه و هیچ امیدی به نجات نداری.
Mahta
۲
خوبی اینترنت همینه که همیشه کسایی هستن که داستانتو بخونن و نظر بدن. دیگه لازم نیست منت سردبیر و ته‌دبیر مجله‌هارو بکشی.
Mahta
۲
اصلاً کی می‌دونه چی درسته و چی غلط؟ چی واسه کی درسته و واسه کی غلط؟
Mahta
۲
سخت‌ترین کار دنیا زندگی بود.
F.Sh
۲
انگار اگر چای نمی‌خورد موتورش ریپ می‌زد.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
آدم باید بدونه چی‌رو کِی بگه.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
بعضی زخما خوب شدنش هیهاته. مث زخم زبون و زخم دل. شجریان خوب خونده: خِلد گر به پا خاری آسان برآید/ چه سازم به خاری که بر دل نشیند.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
«یارب نظر تو برنگردد... برگشتن روزگار سهل است»،
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
«ای قوم به حج رفته کجایید؟»
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
«هفت شهر عشق را عطار گشت... ما هنوز اندر خَمِ یک کوچه‌ایم»
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
به مرغ زیرک که باید تحمل کند. تحمل... تحمل... تحمل...
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۲
«مولانا می‌گه: دوسه روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم. بدن عینهو قفسه. روح جانه. مهم روح آدمه که باید آزاد باشه، از هفت دولت آزاد.»
Mahta
۱
شدم مثل بچه‌ریقوهایی که تا حالا حتی یه انشا هم ننوشتن.
Mahta
۱
گفتن واقعیت دو حالت داره، یکی قبل از اتفاق، یکی هم بعدش. آدم باید بدونه چی‌رو کِی بگه.
Mahta
۱
هرچی صبر می‌کنیم، بیش‌تر کش می‌آد. مملکت رو آتیشه
Mahta
۱
«می‌دونی، آدما از یه قماشن، فقط دوخت‌شون با هم فرق می‌کنه.»
Mahta
۱
«آدم وقتی منتظره، هیچ‌جا نمی‌تونه بره.»
Mahi
۱
«می‌دونی، آدما از یه قماشن، فقط دوخت‌شون با هم فرق می‌کنه.»
کاربر ۶۳۱۹۲۰۹
۱
«یارب نظر تو برنگردد... برگشتن روزگار سهل است»،
سدریک دیگوری💛
۱
گفتن واقعیت دو حالت داره، یکی قبل از اتفاق، یکی هم بعدش.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۱
هیچی نگفت. فقط یه آه سوزناک کشید و یه خط از شعر سهراب مهمونم کرد: «دل خوش سیری چند؟»
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۱
هرچی می‌کشیم از دست ئی عراقیان. داشتیم زندگی‌مونه می‌کردیم. بلا شدن و از آسمون خدا نازل. به خاطر شط‌العرب و مرز و پَرز و یه وجب خاک، زندگی‌مونه به باد دادن.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۱
بعضی زخما خوب شدنش هیهاته. مث زخم زبون و زخم دل. شجریان خوب خونده: خِلد گر به پا خاری آسان برآید/ چه سازم به خاری که بر دل نشیند.
𝒵𝒶𝒽𝓇𝒶 𝓅𝒾𝓇𝓎
۱
«اگه بتونی دنیا رو یه‌جور دیگه ببینی، همه‌چی حله. زاویه‌ته عوض کن!»