
بریدههایی از کتاب وریتی
۳٫۷
(۴۷)
دلم میخواست قلبم رو از تو سینهم بکشم بیرون و بدمش به تو. چون میدونستم دیگه قلبی برات نمونده.
melika
هنوز ترسناک نیستم، اما آنقدر به خودم اطمینان ندارم که بگویم هرگز نخواهم شد.
Tiyara_banani
سردی بین زن و شوهر مثل ویروس است. یک زندگی مشترک میتواند از هر لحاظ سالم باشد، اما به محض اینکه مرد و زن از هم سرد شدند، این سردی بخشهای دیگر رابطه را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
itsRHAB
وقتی دو نفر مجذوب هم میشوند، فقط میتوانند دو کار بکنند. با هم باشند یا نباشند. هیچ حد وسطی وجود ندارد.
ema
ما بدبختی مزمن داریم. اتفاقهای بد یکی بعد از اون یکی برامون میافتن.
☾Natsuki✶
هر صدایی برای قوهٔ تخیل یک نویسنده، تهدید است.
Tiyara_banani
دست خودم نبود، فکر کردم برای چه تنهاست؟ مورچهها که همیشه گروهی حرکت میکنند.
همین که شرایط فعلی یک مورچه کنجکاوم کرده بودم، نشان میداد باید هر چه سریعتر از آپارتمانم خارج شوم.
faem
«تا اینکه چیزی پیدا کرد که برایش از من باارزشتر بود.»
faem
جسممان؛ دستگاهی که روحمان برای زنده ماندن به آن نیاز دارد. اگر با این دستگاه بد تا کنید، نابود میشوید. اگر تصور میکنید روحتان میتواند بیشتر از جسمتان زندگی کند، مدت کمی بعد از اینکه فهمیدید اشتباه کردهاید، میمیرید.
faem
زندگینامهای که خوانندگان را ترغیب کند نویسنده را دوست داشته باشند که زندگینامه نیست. کسی که ظاهر و باطنش را نشان داده باشد، دوست داشتنی نیست. خودزندگینامه باید طوری باشد که خواننده در بهترین حالت، با تنفری نسبی از نویسندهاش آن را زمین بگذارد.
نغمه
مثل این است که هیچ حرفی برای زدن نمانده باشد. نه آیندهای که بشود در موردش نوشت و نه گذشتهای که بشود جبران کرد.
Tiyara_banani
وقتی اتفاق ناگواری میافتد، آدم اینکار را میکند. دنبال کسی مثل خودش میگردد... کسی که وضعش به مراتب بدتر از او باشد. از او استفاده میکند تا در مورد مصیبتهایی که سر خودش آمده، حس بهتری داشته باشد.
سپیده
وقتی آدم کسی را پیدا میکند که همهٔ چیزهای بد زندگیاش با آمدن او ناپدید میشوند، سخت است از آن آدم تغذیه نکند.
☾Natsuki✶
چیزی که در اولین نگاه حس میکنید، عشق نیست. مگر اینکه آنقدر با آن طرف بمانید که به عشق در نگاه اول تبدیلش کنید.
itsRHAB
خیره نگاهم کرد. میتوانستم قسم بخورم از همین حالا داشت به زندگیای که میتوانست با من داشته باشد، میاندیشید. آدم بدون تصور آینده، نمیتواند آنطور با تمام هستیاش به کسی نگاه کند.
چشمهایش را بست. در آن لحظه چیز زیادی در مورد هم نمیدانستیم، اما اینطوری تقریباً بهتر بود. تجربهٔ چنین لحظهای با یک غریبه مثل این بود که بگویی: «نمیشناسمت، اما اگر میشناختم حتماً دوستت داشتم.»
faem
ما از دو قسمت تشکیل شدهایم که با هم یک کل را درست میکنند: روحمان که شامل ذهن و هوش و همهٔ قسمتهای نهفتهیمان میشود و جسممان؛ دستگاهی که روحمان برای زنده ماندن به آن نیاز دارد. اگر با این دستگاه بد تا کنید، نابود میشوید. اگر تصور میکنید روحتان میتواند بیشتر از جسمتان زندگی کند، مدت کمی بعد از اینکه فهمیدید اشتباه کردهاید، میمیرید.
setareh.sf
چیزی را که عاشقش هستی پیدا کن و بگذار تو را بکشد.
حــــــــنا🌼
مواظبت از بدن، مثل مواظبت از یک بچه است. گاهی سخت و گاهی طاقتفرساست. گاهی دلتان میخواهد تسلیم شوید، اما اگر این کار را بکنید، هجده سال بعد تقاصش را پس خواهید داد.
Tiyara_banani
چیزهایی که از ذهن آدم میگذرند، میتوانند به اندازهٔ تهدیدی واقعی خطرناک باشند.
Tiyara_banani
سردی بین زن و شوهر مثل ویروس است. یک زندگی مشترک میتواند از هر لحاظ سالم باشد، اما به محض اینکه مرد و زن از هم سرد شدند، این سردی بخشهای دیگر رابطه را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
Tiyara_banani
حجم
۲۲۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۲۲۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان