جملات زیبا از متن کتاب وریتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب وریتیsubscriptionAvailable

کتاب وریتی

۳.۹(از ۸۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
کالین هوور ، زهرا رحیمی
انتشارات: 
نشر سنگ

قیمت:

۱۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

دلم می‌خواست قلبم رو از تو سینه‌م بکشم بیرون و بدمش به تو. چون می‌دونستم دیگه قلبی برات نمونده.
Mahjour
۹
هنوز ترسناک نیستم، اما آن‌قدر به خودم اطمینان ندارم که بگویم هرگز نخواهم شد.
Tiyara_banani
۷
وقتی دو نفر مجذوب هم می‌شوند، فقط می‌توانند دو کار بکنند. با هم باشند یا نباشند. هیچ حد وسطی وجود ندارد.
ema
۶
یک زن باید بداند اگر می‌خواهد یک مرد را تا آخر عمرش نگه دارد، باید طوری رفتار کند انگار می‌تواند در یک روز فراموشش کند.
mobina
۵
سردی بین زن و شوهر مثل ویروس است. یک زندگی مشترک می‌تواند از هر لحاظ سالم باشد، اما به محض این‌که مرد و زن از هم سرد شدند، این سردی بخش‌های دیگر رابطه را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
itsRHAB
۴
هر صدایی برای قوهٔ تخیل یک نویسنده، تهدید است.
Tiyara_banani
۳
ما بدبختی مزمن داریم. اتفاق‌های بد یکی بعد از اون یکی برامون می‌افتن.
☾Carmilla✶
۲
هر جا لازم بدونم حقیقت رو بسط می‌دم.
hilda
۲
دست خودم نبود، فکر کردم برای چه تنهاست؟ مورچه‌ها که همیشه گروهی حرکت می‌کنند. همین که شرایط فعلی یک مورچه کنجکاوم کرده بودم، نشان می‌داد باید هر چه سریع‌تر از آپارتمانم خارج شوم.
faem
۱
«تا این‌که چیزی پیدا کرد که برایش از من باارزش‌تر بود.»
faem
۱
جسم‌مان؛ دستگاهی که روح‌مان برای زنده ماندن به آن نیاز دارد. اگر با این دستگاه بد تا کنید، نابود می‌شوید. اگر تصور می‌کنید روح‌تان می‌تواند بیش‌تر از جسم‌تان زندگی کند، مدت کمی بعد از این‌که فهمیدید اشتباه کرده‌اید، می‌میرید.
faem
۱
زندگی‌نامه‌ای که خوانندگان را ترغیب کند نویسنده را دوست داشته باشند که زندگی‌نامه نیست. کسی که ظاهر و باطنش را نشان داده باشد، دوست داشتنی نیست. خودزندگی‌نامه باید طوری باشد که خواننده در بهترین حالت، با تنفری نسبی از نویسنده‌اش آن را زمین بگذارد.
Naghmeh
۱
مثل این است که هیچ حرفی برای زدن نمانده باشد. نه آینده‌ای که بشود در موردش نوشت و نه گذشته‌ای که بشود جبران کرد.
Tiyara_banani
۱
وقتی اتفاق ناگواری می‌افتد، آدم این‌کار را می‌کند. دنبال کسی مثل خودش می‌گردد... کسی که وضعش به مراتب بدتر از او باشد. از او استفاده می‌کند تا در مورد مصیبت‌هایی که سر خودش آمده، حس بهتری داشته باشد.
سپیده
۱
آدم بدون تصور آینده، نمی‌تواند آن‌طور با تمام هستی‌اش به کسی نگاه کند.
کامیار کاظمیان
۱
چیزی که در اولین نگاه حس می‌کنید، عشق نیست. مگر این‌که آن‌قدر با آن طرف بمانید که به عشق در نگاه اول تبدیلش کنید.
کامیار کاظمیان
۱
چیزی که جرمی نمی‌فهمد این است که هیچ وقت نمی‌تواند شبی را برای من خراب کند، اگر در انتها دوستم داشته باشد و تمام حواسش به من باشد.
کامیار کاظمیان
۱
چیزی که در اولین نگاه حس می‌کنید، عشق نیست. مگر این‌که آن‌قدر با آن طرف بمانید که به عشق در نگاه اول تبدیلش کنید.
sarah
۱
بخش بزرگی از وجودم، چیزی بیش از دوستی از او می‌خواهد و این یعنی حتی نمی‌توانیم با هم دوست باشیم. وقتی دو نفر مجذوب هم می‌شوند، فقط می‌توانند دو کار بکنند. با هم باشند یا نباشند. هیچ حد وسطی وجود ندارد.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۱
بخش بزرگی از وجودم، چیزی بیش از دوستی از او می‌خواهد و این یعنی حتی نمی‌توانیم با هم دوست باشیم. وقتی دو نفر مجذوب هم می‌شوند، فقط می‌توانند دو کار بکنند. با هم باشند یا نباشند. هیچ حد وسطی وجود ندارد.
Alireza
۱
«نمی‌شناسمت، اما اگر می‌شناختم حتماً دوستت داشتم.»
sahar1370326
۱
وقتی آدم کسی را پیدا می‌کند که همهٔ چیزهای بد زندگی‌اش با آمدن او ناپدید می‌شوند، سخت است از آن آدم تغذیه نکند.
☾Carmilla✶
۰
چیزی که در اولین نگاه حس می‌کنید، عشق نیست. مگر این‌که آن‌قدر با آن طرف بمانید که به عشق در نگاه اول تبدیلش کنید.
itsRHAB
۰
خیره نگاهم کرد. می‌توانستم قسم بخورم از همین حالا داشت به زندگی‌ای که می‌توانست با من داشته باشد، می‌اندیشید. آدم بدون تصور آینده، نمی‌تواند آن‌طور با تمام هستی‌اش به کسی نگاه کند. چشم‌هایش را بست. در آن لحظه چیز زیادی در مورد هم نمی‌دانستیم، اما این‌طوری تقریباً بهتر بود. تجربهٔ چنین لحظه‌ای با یک غریبه مثل این بود که بگویی: «نمی‌شناسمت، اما اگر می‌شناختم حتماً دوستت داشتم.»
faem
۰
ما از دو قسمت تشکیل شده‌ایم که با هم یک کل را درست می‌کنند: روح‌مان که شامل ذهن و هوش و همهٔ قسمت‌های نهفته‌ی‌مان می‌شود و جسم‌مان؛ دستگاهی که روح‌مان برای زنده ماندن به آن نیاز دارد. اگر با این دستگاه بد تا کنید، نابود می‌شوید. اگر تصور می‌کنید روح‌تان می‌تواند بیش‌تر از جسم‌تان زندگی کند، مدت کمی بعد از این‌که فهمیدید اشتباه کرده‌اید، می‌میرید.
setareh.sf
۰
چیزی را که عاشقش هستی پیدا کن و بگذار تو را بکشد.
حــــــــنا🌼
۰
مواظبت از بدن،‌ مثل مواظبت از یک بچه است. گاهی سخت و گاهی طاقت‌فرساست. گاهی دل‌تان می‌خواهد تسلیم شوید، اما اگر این کار را بکنید، هجده سال بعد تقاصش را پس خواهید داد.
Tiyara_banani
۰
چیزهایی که از ذهن آدم می‌گذرند، می‌توانند به اندازهٔ تهدیدی واقعی خطرناک باشند.
Tiyara_banani
۰
سردی بین زن و شوهر مثل ویروس است. یک زندگی مشترک می‌تواند از هر لحاظ سالم باشد، اما به محض این‌که مرد و زن از هم سرد شدند، این سردی بخش‌های دیگر رابطه را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
Tiyara_banani
۰
پشت میز کامپیوترم نشسته و خیره شده بودم به مورچه‌ای که از انگشت بزرگ پایم رد می‌شد. مورچه تنها بود. به دنبال غذا یا دوستانش، سراسیمه به چپ و راست و بالا و پایین می‌رفت. تنهایی گیجش کرده بود. شاید هم آزادی جدیدش هیجان‌زده‌اش کرده بود. دست خودم نبود، فکر کردم برای چه تنهاست؟ مورچه‌ها که همیشه گروهی حرکت می‌کنند. همین که شرایط فعلی یک مورچه کنجکاوم کرده بودم، نشان می‌داد باید هر چه سریع‌تر از آپارتمانم خارج شوم
حسین
۰