«بعضیوقتها ما از چیزهایی که میترسیم متنفر میشیم.»
Moti
«بعضی وقتها خوب است که از اول شروع بکنیم.»
Moti
آه، باد، باد میوزد.
باد از میان قبرها میوزد.
به زودی آزادی میآید،
بعد ما از سایهها بیرون میآییم.
ekigai
«بعضیوقتها ما از چیزهایی که میترسیم متنفر میشیم.»
ekigai
مهربون بودن شهامت میخواد.
ekigai
یک اشتباه شخصیت تو رو تعریف نمیکنه، جولیان. حرفم رو میفهمی؟ خیلی سادهست، بعد از این باید رفتارت درست باشه.
ekigai
چیزی که باعث میشود دلم برای بچگیام تنگ بشود این است که تمام فیلمهای دوران بچگی پایان خوشی دارند. دوروتی برمیگردد به کانزاس، چارلی صاحب کارخانهٔ شکلاتسازی میشود، ادموند نجات پیدا میکند؛ این را دوست دارم، پایان خوش را دوست دارم.
ولی هرچه بزرگتر میشوید، کمکم متوجه میشوید که داستانها، همه پایان خوش ندارند. حتی گاهیوقتها غمانگیز تمام میشوند. البته، این باعث میشود که داستانسرایی جالبتر بشود، چون نمیتوانید آخرش را حدس بزنید. ولی ترسناک هم هست.
Moti
مهربون بودن شهامت میخواد.
Moti
مشکل ترسیدن این است که نمیتوانید کنترلش بکنید، و وقتی ترسیدهاید، همهچیز ترسناکتر هم میشود، حتی چیزهایی که ترسناک نیستند.
ekigai
گاهیوقتها خوب است که از اول شروع بکنیم. یک شروع تازه این شانس را به ما میدهد تا به گذشته فکر بکنیم و کارهایی را که کردهایم ارزیابی بکنیم، و چیزی را که از آن یاد گرفتهایم در آینده به کار بگیریم. اگر گذشته را بررسی نکنیم چیزی از آن یاد نمیگیریم.
ekigai
میدونی کارهایی که کردی درست نبودن، ولی معنیاش این نیست که نمیتونی کارهای خوب بکنی.
ekigai
قاتی کردن دوستها حتی در بهترین شرایط شاید زیاد خوب نباشد.
ekigai