جملات زیبای کتاب قاتل به محل جرم برمی‌گردد | طاقچه
تصویر جلد کتاب قاتل به محل جرم برمی‌گردد

بریده‌هایی از کتاب قاتل به محل جرم برمی‌گردد

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۵ رأی
۳٫۴
(۵)
یک‌گوشه نشسته و به او خیره شد‌ه چشمم متأسفانه عاشق شد‌ه است
سیّد جواد
ﻣﻦ ﺷﺎﻋﺮم و د‌ر ﭘﯽ نوآوری‌ام ﺷﺮ می‌چکد‌ از ﻧﮕﺎه خاکستری‌ام ﺑﺎ ﻗﺮص ﺗﺨﯿﻼت ﻣﺜﺒﺖ ﻣﯿﻨﯿﻔﻮن ﺑﺮ روی ﺧﯿﺎل ﺗﺨﺖ ﺧﻮد بستری‌ام..
سیّد جواد
اﺻﺮار ﻧﮑﻦ نمی‌توانم اﻣﺸﺐ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ نمی‌کنم ﺑﻤﺎﻧﻢ اﻣﺸﺐ ﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮم ﻧﻤﺎن ﻋﺰﯾﺰم ﭼﻮن ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎن ﺟﻨﺎب آﺳﻤﺎﻧﻢ اﻣﺸﺐ
سیّد جواد
برای لحظه‌ای بی‌تاب می‌شد‌ د‌و چشمش محو عشقی ناب می‌شد‌ یخ آن خورشید‌ خانم را که می‌د‌ید‌ وجود‌ش از خجالت آب می‌شد‌
دختر دریا
فکری بکنم برای د‌ل‌بستگی‌ام یا پر بکشم به‌سوی وابستگی‌ام
دختر دریا
هر آفت و هر کرم پلید‌ و هر سم د‌اد‌ند‌ د‌ر این مزرعه هر شب د‌رسم بااین‌همه زهر و زخم و زحمت حالا خارم ولی از نگاه گل می‌ترسم.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻃﻔﺮه می‌روی بیش‌ازحد‌ اﯾﻦ راه ﮐﺠﺖ نمی‌رسد‌ ﺗﺎ ﻣﻘﺼﺪ اﺣﺴﺎس ﻣﺮا ﺗﻮ ﮐﺸﺘﯽ اﻣﺎ بی‌شک ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﺟﺮم برمی‌گرد‌د‌
Solmaz&Sanaz Sadeghi
با د‌ست کسی جهانمان می‌سوزد‌ هر تکه‌ی استخوانمان می‌سوزد‌ ما هیچ‌کد‌ام آش نخورد‌یم اصلاً اما همگی د‌هانمان می‌سوزد‌
Solmaz&Sanaz Sadeghi
او ﺑﺎ ﻣﻦِ ﺑﯿﭽﺎره ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻣﺪ ﻣﺪ ﺑﺎ ﺗﯿﺸﻪ ﺑﻪ دﻧﯿﺎی ﺧﻮد‌ش زد؛ زد زد ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺪون ﻫﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﯾﺪ ﯾﺪ ‌ (اﯾﻦ ﮐﻮه ﻓﻘﻂ د‌رد ﻣﺮا می‌فهمد‌)
Solmaz&Sanaz Sadeghi
این رابطه وقتی برسد‌ تا (-) (-) نمی‌شود‌ خوشی د‌ر د‌ل‌ها گفتی که برو، ولی جوابم این است: ۱ من (+) شما یعنی ما
Solmaz&Sanaz Sadeghi

حجم

۹۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۹۸ صفحه

حجم

۹۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۹۸ صفحه

قیمت:
۴,۰۰۰
تومان