خدای من هم هیچ انتظار و توقّعی از انسان ندارد. خدای من، خدای منتظرِ دربند توقّعات نیست. خدای من، فقط دوست ندارد که انسان، در بیتکیهگاهی خویش، معلّق باشد؛ چراکه خدای من میداند که انسان بیتکیهگاه، تکیهگاه بالقوّهاش شیطان است و اندیشههای شیطانی؛ میداند که تنها و بیابزارِ پریدن به هوا رفتن، سقوط را در رکاب خود دارد؛ و خدای من دوست ندارد که انسان را ساقط و مستأصل ببیند. همین و همین. دلِ خدای من برای همچو انسانی که از اختیارات خود، در خط ازمیانبرداشتن تکیهگاهی معنوی و بیمنّت استفاده کردهاست، میسوزد.