جملات زیبای کتاب کفش های مجنون گم‌ گشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب کفش های مجنون گم‌ گشتsubscriptionAvailable

کتاب کفش های مجنون گم‌ گشت

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یك رهگذر
۲
در تصاعدِ سلوک نازنین! شتاب کن زندگی گریزپاست.
یك رهگذر
۱
مادرم! کفش‌های مانده از پدر کجاست؟
یك رهگذر
۱
من بزرگ می‌شوم، آرزو بزرگ، خواب‌ها، ترانه‌ها بزرگ، کفش‌ها ولی چه تنگ!
یك رهگذر
۱
بی خیالِ کفش، پا برهنه می‌زنم به راه، من مسافرم، چه باک؟ روحِ من به رفتن است، کفش‌ها بهانه‌اند...
یك رهگذر
۱
مرحمت زیاد! کاشکی دل مرا به حال خود رها کنی
یك رهگذر
۰
می‌توان به ضربِ قالبی گشاد کفش‌های تنگ را علاج کرد دلِ تنگ را بگو که چاره چیست؟
یك رهگذر
۰
بندها همین که بسته می‌شوند، کفش‌ها به راه می‌روند... روح‌ها ولی همین که بندها ز دل گسسته می‌شوند.
یك رهگذر
۰
«همسفر! گذارِ فصل‌ها چه عاشقانه بود بعدها که شادکام و بی‌خیال با رفیق‌های نونوار می‌پَری، گاهگاهی از گذشته یاد کن ناسلامتی، رفیق راه بوده‌ایم ما»