
بریدههایی از کتاب شدن
۴٫۸
(۸)
دعا هرگز جانشین وظیفه نمیشود.
کاربر ۲۲۴۸۸۳۵
«عدالت» و «امامت» جزء ذات طرز تفکر اسلامی است؛ که اگر از آن برداریم، مانند ادیانی که در تاریخ بوده میشود و مردم چیز تازهای گیرشان نمیآید.
میم حا یا الف
راه تقرب در اسلام، تعقل است نه تعبد.
mehrdad
دعا در مکتب امام سجاد (ع) در عین حال که جلوهگاه عمیقترین آگاهیهاست و شورانگیزترین عشقها و متعالیترین نیازها، برای او و برای هر کسی که در مکتب امامت، درس زندگی و نمونهٔ پیروی و سرمشق بودن و اندیشیدن و کار کردن میآموزد، زبانی است، در پس لبهای دوخته، برای حرف زدن و نیز برای حرفها را زدن.
نیایش، ص ۸۳
میم حا یا الف
حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است؛ حجی که همهٔ اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه تمام میگذارد و شهادت را انتخاب میکند. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همهٔ حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانهٔ خدا، با خانهٔ بت مساوی است.
حسین وارث آدم، ص ۲۱۵
میم حا یا الف
«عشق جوششی کور است و از سر نابینایی، عشق از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه آب بخورد بیارزش است اما دوست داشتن ...»
میم حا یا الف
روشنفکری که ایمان ندارد از نظر انسانی، به نظر من از انسان جاهلی که به چیزی موهوم ایمان دارد پایینتر است. زیرا کسی که هیچ ایمانی ندارد هرگز انسانی سازنده نخواهد شد.
ویژگیهای قرون جدید، ص ۴۴۴
میم حا یا الف
دعا هرگز جانشین وظیفه نمیشود.
میم حا یا الف
امام یکی به معنای نمونه و الگو است، که منِ مسلمان که باید دائماً خودم را بسازم، در هجرت به سوی خویشتن «که» باید باشم؟ بنابراین در حال شدنِ دائمی نیاز به نمونه و الگو داریم که «مثل کی؟» لذا امام به این سؤال پاسخ میدهد که «مثل من». و از سوی دیگر این جامعه (امت) برای رفتن و شدن نیاز به رهبر دارد که جهت را بنماید بنابراین «امامت»، رهبری است که به همه چیز امت جهت میدهد.
میعاد با ابراهیم، ص ۲۰۱ و ۲۰۲
میم حا یا الف
همینطور در حال دویدن نگاهم کرد و به تندی جواب داد: «مطلبی یادم آمده که مهم است، میترسم فرار کند، میخواهم فوری بنویسمش»
خندهام گرفت، کارش که تمام شد رو کرد به من و گفت: «نویسنده مثل مرغ است که وقتی تخم دارد خودش را به این در و آن در میزند تا تخمش را بگذارد!»
میم حا یا الف
عصمت به این معنی است که رهبر مردم، رهبر جامعه، کسی که سرنوشت مردم به دست اوست و رهبری ایمان مردم با او، باید فاسد و خائن، ضعیف و ترسو و سازشکار نباشد؛ هرگز گرد پلیدی نگردد. و عصمت به این معنی مشتی محکم است به دهان هر کس که ادعای حکومت اسلامی دارد ولی ضعیف و پلید و فاسد و خیانتکار است.
تشیع علوی، تشیع صفوی، ص ۲۲۳
میم حا یا الف
تاریخ به غرب آموخته است که اسلام مذهبی نیست که در گوشهٔ خلوت معابدش، پیروانش را گرد آورد و فارغ از دنیا و ما فیها، به راز و نیازهای عارفانه و ریاضتهای زاهدانه مشغول دارد. مذهبی است که به سرعت حرکت میکند و قدرت میزاید و خود آگاهی و بیداری به وجود میآورد.
میم حا یا الف
در روزگاری که خطر از خودبیگانگیِ انسان، بیش از هر هنگامی وجود دارد، «توحید» عامل ضدِ از خود بیگانه شدن انسان است و عامل بازگرداندن انسان به خویشتن انسانی و سالم و بزرگ و متعالیِ خدایی است.
میم حا یا الف
جامعهای که ایدهآل دارد، ایمان دارد، بر هر قدرتی حتی برقدرتی که از لحاظ علمی به منظومه شمسی دست یافته است پیروز میشود. چنین جامعهای بعد از ده_ پانزده سال، «تمدن» هم خواهد داشت، ماشین هم خواهد داشت، خودش تولید کننده در سطح جهانی خواهد شد.
چه باید کرد؟، ص ۱۸۶
میم حا یا الف
از آن جلسه جز دیدار دو آشنای قدیمی و همزبان چیزی در خاطر نماند.
تنها شنیدم که علی بعد از آن دیدار گفت: «جلال، جلالِ اهل قلم است.»
...
میم حا یا الف
از آن جلسه جز دیدار دو آشنای قدیمی و همزبان چیزی در خاطر نماند.
تنها شنیدم که علی بعد از آن دیدار گفت: «جلال، جلالِ اهل قلم است.»
...
میم حا یا الف
انسان امروز، علیرغم رشد عقلی شگفتش، به سه علت بیش از هر وقت دیگر به امامت امام نیازمنداست:
۱. در هم ریختن ارزشها ۲. الیناسیون (مسخ) وحشیانه انسان ۳. انتخاب ماشین به جای انسان و در نتیجه روی کار آمدن و قهرمان شدنِ متوسطها.
آثار گوناگون، ص ۱۹۲
میم حا یا الف
چه جهل زشتی است در شب قدر بودن و در زیر باران ماندن و قطرهای از آن بر پوست تن و پیشانی و لب خویش حس نکردن و خشک و غبارآلود زیستن.
میم حا یا الف
نمیتوان بهراستی از حق سخن گفت و باطل را کاری نداشت. باطل به تو کار خواهد داشت. نمیتوان بهدرستی از علی سخن گفت و به معاویه کار نداشت. معاویه به تو کار خواهد داشت. حق و باطل را نمیتوان با هم جمع کرد.
میم حا یا الف
بیشک آنها که میدانند چگونه باید مرد، میدانستهاند که چگونه باید زیست؛ چه، برای کسانی که زندگی کردن تنها دمبرآوردن نیست «جان دادن» نیز تنها دمبرآوردن نیست؛ خود یک کار است کار بزرگ همچون زندگی!
اسلامشناسی ۲، ص ۲۱۵
میم حا یا الف
لازمهٔ پیروی از علی، شناخت علی است و لازمهٔ شناخت علی، عشق ورزیدن به علی. اما معنای اساسی تشیع و آنچه که معنی تشیع را تحقق خارجی راستین میبخشد پیروی کردن از اندیشهٔ علی، روش زندگی علی، روش کار علی، نحوهٔ جهاد علی و تحمل علی است.
علی، ص ۱۸۵
میم حا یا الف
از وصیتنامه: فرزندم! تو میتوانی «هرگونه بودن» را که بخواهی باشی، انتخاب کنی. اما آزادیِ انتخاب تو در چهار چوب حدود «انسان بودن» محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بیمعنی است، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس...
«حقیقتپرستی» چنین مذهبی است؛ که حقیقت بیپرستش، فلسفه و دانش است و پرستش بیحقیقت، بتپرستی یا شهوت!
زن، ص ۳۰
میم حا یا الف
انتظار به بشر آیندهگرایی و بینش بزرگ میدهد. اما بشر امروز در نظام پلید مصرفی، انتظار را از دست داده و فقط منتظر اتوبوس ایستاده است.
میم حا یا الف
علی همهٔ وجودش لبریز از مسئولیت بود.
میم حا یا الف
حجم
۱۰۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
حجم
۱۰۵٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
قیمت:
۸,۰۰۰
تومان