میتوانی چند سال آینده را طوری زندگی کنی که دو سال دیگر برنگردی و به همۀ این دو سال گذشته با مجموعهای از حسرتهای عظیمتر و بیشتر نگاه کنی؟"
محمد
صلاً از جلسۀ قبل تا الآن من وارد ذهنات شدهام؟ در خیالت گفتگویی با من داشتهای؟
محمد
فکر میکنم در کار درمانی در چهار زمینۀ بهخصوص وجود دارد. یکی از آنها موضوع مرگ است، که همۀ ما میخواهیم در زندگیمان در برابر آن مقاومت کنیم و تازه همۀ ما از اجتنابناپذیر بودن مرگ هم آگاهیم؛ بعد از آن موضوع آزادی است، به معنای حد و میزانی که خود ما خلق میکنیم و حتی شکل و فرم واقعیت بیرونی را بر مبنای آن تعریف میکنیم، از زمان جنبش کانت، وقتی ما دریافتیم که این ساختارهای عصبی ما هستند که طرح و حالت واقعیت را میسازند، موضوع آزادی برای ما اهمیت پیدا کرد. مورد دیگر جداسازی و انزوا است: منظورم تنهایی نیست، منظورم این فکر است که میگوید ما به دنیا آمدهایم، و تنها به این دنیا پرتاب شدهایم و تازه باید به تنهایی هم اینجا را ترک کنیم، و این نمیتواند خوشایند باشد. و چهارمین مورد، بحث معنا است.
محمد