جملات زیبای کتاب خودشناسی کاربردی | طاقچه
تصویر جلد کتاب خودشناسی کاربردیsubscriptionAvailable

کتاب خودشناسی کاربردی

درباره زندگی عاطفی، شغلی، روابط با دیگران، غم و اندوه و...

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۲۵ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
احسان رضاپور
۵۱
شیوه‌ای که والدینمان نسبت به یکدیگر رفتار می‌کردند به ما تصوری ماندگار از شکل احتمالیِ تمام روابط می‌دهد.
Niki
۲۴
حسادت واکنشی طبیعی به موقعیتی است که دیگران دارایی‌ها یا ویژگی‌های خوبی دارند که ما هنوز به آن‌ها نرسیده‌ایم. در حالت مطلوب، ما صرفاً از حسادت رنج نمی‌کشیم بلکه از آن می‌آموزیم. حسادت سرنخی است نسبت به اینکه ما واقعاً دوست داریم چه کسی باشیم
Niki
۲۱
همهٔ والدین اشتباهاتِ بزرگی مرتکب می‌شوند. فردیت ما از آن‌ها زاده می‌شود. ما تا حدِ زیادی، مجموع خطاهای والدینمان هستیم.
بیتا
۱۹
ما احساس می‌کنیم همسرمان به لحاظ احساسی از ما فرار می‌کند؛ اما به‌جای پذیرفتن حسِ ازدست‌دادگی، تلاش می‌کنیم او را با اصولی همچون اصول اداری محدود کنیم. ما به خاطر اینکه همسرمان هشت دقیقه دیر کرده است بی‌دلیل عصبانی می‌شویم، او را به خاطر انجام ندادن یک سری از کارهای خانه شدیداً سرزنش می‌کنیم، و سختگیرانه از او در مورد تمام کردن وظیفه‌ای می‌پرسیم که به شکلی گنگ و مبهم، انجام دادنش را پذیرفته بود. تمام این کارها را انجام می‌دهیم، به غیر از پذیرفتنِ این حقیقت: «نگرانم که برایت مهم نباشم ....».
بیتا
۱۱
ما به این دلیل که فردی را کامل می‌دانیم عاشقش نیستیم؛ عشق ما به او از این جهت است که می‌دانیم چگونه می‌تواند باشد؛ ما عاشق ویژگی‌های بالقوه و نوظهورش (که هنوز کاملاً رشد نیافته) می‌شویم. دلبستگی عمیق او به ما بدان معناست که فرصتی عالی در اختیار داریم تا او را به سمت شکوفایی کامل توانایی‌های بالقوه‌اش راهنمایی کنیم. عشقْ ساختاری مشوق و دوطرفه است که در آن دو نفر می‌توانند یکدیگر را به سمت خودِ دلخواه، بافضیلت و مورد احترامشان هدایت کنند.
کاربر ۱۹۵۸۱۷۲
۶
ما تا حدِ زیادی، مجموع خطاهای والدینمان هستیم.
کاربر ۱۹۵۸۱۷۲
۶
می‌توانیم بپذیریم که در چندین بُعد کمی احمق هستیم. ما دست‌وپاچلفتی هستیم، در مورد مسائلِ بی‌اهمیتْ احساساتی می‌شویم، حرف‌هایی می‌زنیم که بعداً پشیمان می‌شویم، تصمیمات ناگهانی می‌گیریم و قول‌های ناگهانی می‌دهیم و وقت خود را تلف می‌کنیم.
Niki
۵
زمانی که ما در مورد «تغییر زندگی خود» فکر می‌کنیم، اغلب تصویری از تحولی عظیم به ذهنمان می‌آید. ما ترک کردن شغل، بازگشت به تحصیل، تحمل کاهش شدید درآمد و غیره را تصور می‌کنیم. تعجبی ندارد که با در نظر گرفتن این شرایط اکثراً هیچ چیز را تغییر نمی‌دهیم؛ اما شیوهٔ دیگری از تغییر زندگی خود هم وجود دارد که از طریق حرکات شاخه‌ای و کوچک رخ می‌دهد و مسیر کلی زندگی ما را (حداقل برای مدتی) برهم نمی‌زند. در روزهای پیشِ‌رو چه قدم‌های کوچک و غیرترسناکی را برای تغییر مسیر کاری خود برمی‌دارید؟
Niki
۳
اعتیاد وابستگی دیوانه‌وار به چیزی -هرچیزی- است که [امیدواریم] افکار و احساسات منفی‌تر یا آشفته‌ترمان را دور نگه دارد. مسئلهٔ اصلی این نیست که ما به چه چیزی معتادیم (این اعتیاد می‌تواند دقیقاً هر چیزی باشد، حتی ممکن است برای دیگران بسیار بی‌خطر باشد مانند بررسی اخبار، یاد گرفتن زبان ایتالیایی، تمیز کردن خانه، فرستادن پیام‌های خنده‌دار به دوستانمان)؛ آنچه اهمیت دارد این است که ما بی‌وقفه از این عادت‌ها استفاده می‌کنیم تا با افکاری که دوستشان نداریم درگیر نشویم؛ اما با کمال تأسف، این افکار دقیقاً همان چیزی‌اند که باید به آن‌ها توجه کنیم. شما برای سد کردن راه افکار و احساساتتان به چه چیزی پناه می‌برید؟ چه افکار و احساساتِ دشواری دارید که دوست ندارید آن‌ها را تجربه کنید؟
شهرزاد مجدی
۳
قصدِ کمک کردن تمام آن چیزی نیست که اهمیت دارد؛ اینکه کمک چگونه پیشنهاد و ارائه شود نیز مهم است.
Niki
۲
در یک حالت دلخواه، ما از هر دوستی نکته‌ای مهم در مورد خودمان می‌آموزیم؛ شاید نکته‌ای در مورد شکست‌هایمان یاد می‌گیریم یا نکته‌ای در مورد تمایلمان به نادیده گرفتن پیام‌های هشدار دهنده.
Arman
۲
هر فضیلتی «نقصی» به همراه دارد
احسان رضاپور
۲
این پدیده‌ای عجیب اما مهم است: بعضی اوقات ما در سکوت با صداهایی با خودمان حرف می‌زنیم که نسخهٔ درونی‌شدهٔ صداهایی است که زمانی در اطرافمان شنیده‌ایم (صدای مادرمان، پدرمان، دوستانمان، همکارانمان، و غیره). ما در مورد رفتارهایمان نظر می‌دهیم: خودمان را احمق یا بی‌مصرف می‌نامیم، خود را تسکین می‌دهیم و برای خودمان خرید می‌کنیم -و در حینِ انجامِ این کار، لحنی را استفاده می‌کنیم که زمانی از فردی غیر از خود شنیده‌ایم-. این لحن می‌تواند کلماتِ والدین عصبانی یا پریشانی باشد که ما دوباره به کار می‌گیریم، یا تهدیدهای ارعاب‌آمیزِ خواهر یا برادرِ بزرگترمان که دوست دارد ما را تحقیر کند، یا مادربزرگی که همیشه مهربان و مشوق بود. این شخصیت‌های قدرتمند گذشته در ذهن ما به زندگی خود ادامه می‌دهند.
zeinab shakibaee
۲
رنجی که می‌کشیم شأن درخوری دارد؛ غم‌های ما فقط نتیجهٔ شکست‌های عجیب و خاص ما نیستند، بلکه بخشی از وضعیت جهانی بشر به شمار می‌آیند. مارک روتکو هنرمند آمریکایی قرن بیستم زمانی گفته بود که می‌خواهد هنری خلق کند که «اندوهِ درون من با اندوهِ درون تو ملاقات کند.»
احسان رضاپور
۲
ما باید دیگری را تشویق کنیم که بخواهد تغییر کند، نه با مورد انتقاد قرار دادنش، بلکه با جذاب کردن تغییر برای او.
کاربر ۲۰۲۵۵۵۳
۲
به غیر از پذیرفتنِ این حقیقت: «نگرانم که برایت مهم نباشم ....».
Niki
۱
ما به این دلیل که فردی را کامل می‌دانیم عاشقش نیستیم؛ عشق ما به او از این جهت است که می‌دانیم چگونه می‌تواند باشد؛ ما عاشق ویژگی‌های بالقوه و نوظهورش (که هنوز کاملاً رشد نیافته) می‌شویم
Arman
۱
مرگ‌اندیشیْ ما را به درکِ خردمندانه‌تر اولویت‌هایمان فرا می‌خواند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
آنچه در ذهن ما ماندگار می‌شود همیشه رویدادهای بسیار واقعی نیستند، بلکه جزئیاتِ کوچک‌اند: بوها، نورها، بافتِ فرش، انواع غذاها ... آن‌ها حافظانِ گذشتهٔ ما هستند.
محمد
۱
بخش زیادی از ابزار احساس بزرگسالان با کودکان یکسان است. این حرف می‌تواند کمی خودخواهانه به نظر برسد اما اگر ما دیگران را همچون کودکان بزرگ بدانیم بسیار کمک کننده و بزرگوارانه خواهد بود.
محمد
۱
اگر بتوانیم تصویر دقیق‌تری از خود را به یکدیگر نشان دهیم، توهماتِ کمتر، همدلیِ بیشتر، استیصالِ کمتر و عشقِ بیشتری در زندگی‌هایمان و در دنیا خواهیم داشت.
احسان رضاپور
۱
قطعاً ما برای پول و موقعیت کار می‌کنیم، اما کارِ ما به چیزی کمی مرموزتر هم معطوف است: معنا. آنچه شغلی را معنادار می‌کند معمولاً این است که ببینیم کارمان تا چه اندازه در افزایش لذت دیگران یا کاهش رنجشان نقش دارد.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
شیوه‌ای که والدینمان نسبت به یکدیگر رفتار می‌کردند به ما تصوری ماندگار از شکل احتمالیِ تمام روابط می‌دهد.
شهرزاد مجدی
۰
حسادت واکنشی طبیعی به موقعیتی است که دیگران دارایی‌ها یا ویژگی‌های خوبی دارند که ما هنوز به آن‌ها نرسیده‌ایم. در حالت مطلوب، ما صرفاً از حسادت رنج نمی‌کشیم بلکه از آن می‌آموزیم. حسادت سرنخی است نسبت به اینکه ما واقعاً دوست داریم چه کسی باشیم؛ هرچند که معنای این سرنخ ممکن است بلافاصله مشخص نشود.
شهرزاد مجدی
۰
رنجی که می‌کشیم شأن درخوری دارد؛ غم‌های ما فقط نتیجهٔ شکست‌های عجیب و خاص ما نیستند، بلکه بخشی از وضعیت جهانی بشر به شمار می‌آیند. مارک روتکو۱۷ هنرمند آمریکایی قرن بیستم زمانی گفته بود که می‌خواهد هنری خلق کند که «اندوهِ درون من با اندوهِ درون تو ملاقات کند.»
احسان رضاپور
۰
ما در بزرگسالی عاشق کسی می‌شویم که عشقِ ما را در دوران کودکی منعکس می‌کند.
محمد
۰
تواناییِ جمعیِ ما در توضیح صادقانه به خود و به یکدیگر نشأت می‌گیرد که واقعاً چه کسی هستیم.
احسان رضاپور
۰
هر قابلیتی که داریم الزاماً نقطه‌ضعفی را با خود به همراه دارد که بخش اهریمنی‌اش است. غیرممکن است توانایی‌هایی بدون نقطه‌ضعف داشته باشیم. هر فضیلتی «نقصی» به همراه دارد. ارزش‌های هر فرد در یک عرصه ناگزیر به شکل‌گیری ابعاد دردسرساز در دیگر حوزه‌ها می‌انجامد. برای نمونه، سخت‌گیری و نظمی که باعث می‌شود فردی در مدیریت بودجه خوب عمل کند، او را به همسفری دشوار نیز بدل می‌کند؛ بازیگوشی و صبر و آرامشی که باعث می‌شود فردی در یک مهمانی، شادی‌بخش و دلپذیر باشد، می‌تواند او را به فردی شلخته و بی‌اعتنا نسبت به کارهای خانه تبدیل کند؛ قدرت شخصیت و شجاعت می‌تواند به توداری احساسی و شکست‌ناپذیری ناخوشایندی بیانجامد.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
۰
متیو آرنولد، شاعر و کارشناس آموزشی در انگلیس قرن نوزدهم، معتقد بود آموزشْ عامل اصلی در امکان دادن به دموکراسی برای خوب عمل کردن است. او مشخصاً مشتاق این بود که مدارس باید به دانش‌آموزان یاد بدهند تا به عقایدی که دوستشان ندارند به‌دقت گوش دهند و بپذیرند که مصالحه و سازشْ بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی است.