از بسیاری جهات، رواندرمانگر تحلیلی مانند لولهکشی است که از او میخواهید تا سقف در حال چکه کردن شما را تعمیر کند. شما چکههای آب را میبینید اما قادر به دیدن منشاء آن نیستید؛ میتوانید قطرات آب را در سطلی جمع کنید، اما این کار باعث متوقف شدن جریان آب نمیشود. لولهکش میداند، ترک لوله جایی پشت گچ است که فعلاً نمیتوان آن را دید. اگرچه، لولهکش نسبت به رواندرمانگر تحلیلی دارای مزیتی است - او میتواند با به کار بردن یک پتک، گچ را بشکند تا لولهها بیرون بیایند، لوله خراب را پیدا، تعمیر و سپس سقف را مرمت کند؛ اما رواندرمانگر تحلیلی با روان یک انسان و نه با یک سقف گچی کار میکند و درنتیجه برای جستجو و مرمت آنچه در زیر سطح است، به ابزاری ظریفتر نیاز دارد.
Zahra Abbasnejad
فقط به این دلیل که به احتمال وجود یک معنای ناخودآگاه برای یک رفتار شک میکنیم، نباید آن را با بیمار مطرح کنیم. اغلب، قبل از جلب کردن توجه بیمار به این موضوع، مدتی صبر میکنیم تا آن رفتار چند بار مشاهده شود. با بیماران آسیبپذیرتر، حدس ما در مورد معنای ناخودآگاه، راهنمای مداخلات حمایتیمان است، اما به ندرت این موضوعات را بهطور آشکار با بیمار مطرح میکنیم - و شاید هرگز این کار را انجام ندهیم.
کاربر ۱۹۳۲۲۲۴