جملات زیبای کتاب خون انار گردن پاییز است٫٫٫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب خون انار گردن پاییز است...

بریده‌هایی از کتاب خون انار گردن پاییز است...

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۱۲ رأی
۳٫۸
(۱۲)
این رسمِ نجیبانهٔ باران است، که تکرار می‌شود و تکراری نمی‌شود، هرگز!
فاطمه
ببخشید من چیزی را پیش شما جا گذاشته‌ام! کوچک است قلبم را می‌گویم...
نوا
من دلتنگی‌هایم را به شهر نمی‌گویم، بین آدم‌ها گم می‌شود... دلتنگی باید پیش خودت در امان بماند پیشِ نگاه و انار و غزل‌های منزوی... دلتنگی باید دست‌نخورده بماند! همین است که تهران بی‌باران مانده... من دلتنگی‌هایم را به شهر نگفته‌ام!
atefe
گمنام ماییم که گم شدیم در شهر و گم کردیم شما را، جز نام‌تان بر سر کوچه و خیابان‌هایمان... و فراموشمان شد که نام و نشان این شهر، این سرزمین، این خاک، از شماست... و من خودم را پیدا می‌کنم کنارتان... شب‌هایی که در راه‌بندان شهر گم می‌شوم...
Mahdis
خدا به وقت غزل و دلتنگی، پاییز و انار و باران را برای هم آفرید... و همان وقت بود که تمام شاعرانه‌های جهان متولد شد...
فاطمه
باران که می‌بارد، بهار می‌شوم!
فاطمه
همین که خدا هست، غزل هست، باران هست، یعنی خوشبختی... اصلاً «پاییز» نام دیگر خوشبختی‌ست
سلما
خواب‌هایم رقیب زندگی‌ام شده‌اند بس که در خواب‌ها پیدا می‌شوی و در بیداری گم خواب‌هایم، هر شب فاتحانه به من تلخ‌خند می‌زنند من هر شب از خواب‌هایم شکست می‌خورم!
atefe
هرچه بی‌هواتر هرچه رهاتر اتفاق می‌افتد... بی‌آن‌که دنبالش بگردی... به معجزه باید ایمان آورد، مثل نرگس، که معجزهٔ زمستان است
Mahdis
وقتی می‌روی باید راهت را بگیری و دور شوی به پشت سر برنگرد چه فرقی می‌کند که آخرین نگاه را که کرده است؟
Mahdis
تمام قد و با همهٔ قلبم «و ان یکاد» خوان و دست به سینه به افتخار خاک مقدس شهری که خدا براتِ آزادیش را امضا کرد... حضرت جهان‌آرا، در آغوش خدا لبخند بزن که شهر آزاد شد و این قانونِ نانوشتهٔ همهٔ عاشقانه‌هاست که نباشی، که نبینی، که روز واقعه رفته باشی...
Mahdis
چهار فصل این مجموعه، شعر نیست! نوشته‌های گاه و بی‌گاه من است، از سر دلتنگی همین و تمام.
فاطمه
بغض‌های من، یک «پاییز» کم دارد...
فاطمه
همین که خدا هست، غزل هست، باران هست، یعنی خوشبختی...
فاطمه
به گمانم نگاهِ خدا، حتماً به شیوهٔ باران است...، بی‌مضایقه! حتی آن‌ها که نگاه‌شان را دزدیده‌اند...
فاطمه
کاش به جای همهٔ شعرها و شعارهای قشنگ به جای همهٔ آن‌چه می‌خواهیم و نشان از تو ندارد، تو را با همهٔ قلبمان آرزو می‌کردیم «ایّها الامام المامول» امام آرزو شده... کاش برای یک شب، همین امشب، آرزوی ما می‌شدی...
فاطمه
غزل، همیشه خواندنی نیست! گاهی تماشایی‌ست!
فاطمه
تو دریا شده‌ای و غروب بهانه است خورشید هم خودش را مثل من در تو غرق می‌کند...
نوا
و خدا به شب قسم یاد کرد در آن هنگام که جهان را می‌پوشاند... و من مومن به همهٔ شب‌های پر رازی هستم که از پسِ چارقدِ سیاه‌شان، صبح را، مژده می‌دهند...
نوا
خودت گفته‌ای، پناه بیاور به من... و من از پسِ همهٔ درهایی که پشت آن، همه چیز است جز تو، پناه می‌برم به خودت که گفته‌ای: قل اعوذ برب الناس...
نوا
برای لبخندهای رنگ پریدهٔ این شهر باید به آسمان نگاه کرد باید به دست‌های خدا خیره شد و از آسمان، معجزه خواست چیزی شبیه آرامش و عشق و لبخند. نه! باید برای شهر، فقط «خدا» را خواست... این شهر گاهی خدایش را در های و هویش گم می‌کند
نوا

حجم

۶۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۶۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۲۷,۰۰۰
۱۳,۵۰۰
۵۰%
تومان