جملات زیبای کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

بریده‌هایی از کتاب ۷ روایت خصوصی از زندگی سیدموسی صدر

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۱از ۱۴ رأی
۴٫۱
(۱۴)
«آدم باید به خدا توکل کند و کارهایش را بکند. اگر قرار به ترسیدن و احتیاط از مخالفت‌ها باشد که همه باید بنشینیم توی خانه، در را روی خودمان ببندیم
reyhane.110
یک عادت یا خلق عجیب داشت که از کنار هیچ کس همین طوری نمی‌گذشت. می‌خواست یک بچه ۱۰ ساله باشد یا زنی خانه‌دار یا یک پیرمرد یا جوانی سر به هوا. برای هر کسی چیزی داشت که تعریف کند. قصه‌ای یا حرفی داشت که انگار فقط نگه داشته بود و حفظش کرده بود تا وقتی او را دید بهش بگوید. تک‌تک آدم‌ها برای او وجود داشتند و مهم بودند چون جهان را تک‌تک آدم‌ها می‌سازند. چون تک‌تک آدم‌ها می‌توانستند در جهان اثر بگذارند و چون بابا دنیا را و نقش خودش را در آن این طوری می‌دید.
نگار
دایی می‌گوید: جریان زندگی مثل رودخانه است و نمی‌شود از آن عبور نکرد، پس باید به بچه‌ها شنا کردن یاد بدهیم.
zexpi
هیچ وقت فکر نکرده بودم که ممکن است از یکی از این سفرهای شرق و غرب که به امید بهبود جهان، رنج رفتنش را می‌کشی، بر نگردی. تو همیشه آن‌قدر مطمئن و توانا به نظر می‌آمدی که کسی خیال نمی‌کرد روزی بایست برای تو کاری کرد.
saeedi
خیلی به این فکر می کنم که اگر جای ما برعکس بود، چه اتفاقی می‌افتاد؟
کاربر ۲۹۴۲۸۲۴
گفتم: «بابا، این آدم‌ها ارزشش را ندارند. چرا ولشان نمی کنید بروید ایران؟ آنجا به شما بیشتر نیاز هست.» و یادت هست چی جوابم را دادی؟ گفتی: «خدا گفته بیا و به همین‌ها خدمت کن. به همین‌ها که قدر نمی‌دانند و شاید محرومیتشان باعث شده این‌طوری بشوند.» تو می‌دانستی، به طرز دقیق و مطمئنی می‌دانستی کی هستی و چه کار باید بکنی. می گفتی: «تکلیف» ات این است؛ نقشی که از تو خواسته شده این است و برای آن می جنگیدی، خسته می‌شدی، تحقیر می‌شدی، فحش می‌شنیدی، ولی ادامه می‌دادی و واقعاً اتفاقی می‌افتاد. چیزی در جایی تغییر می‌کرد و کاری به سرانجام می‌رسید.
اندیشه

حجم

۵۴۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

حجم

۵۴۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان