
بریدههایی از کتاب خرس های رقصان
۳٫۹
(۱۹)
آزادی، علاوه بر فرصتهای جدید و افقهای جدید، مخاطرات جدیدی نیز به همراه دارد.
saeedeh
آزادی هم محدودیتهای خودش را دارد.
کاربر ۱۱۸۹۶۲۱
پس آنوقت دانستم بایستی جوهرِ طریقتها و حکمتها را اختیار کنم: از خشم دوری جویم. قتلِ نفس نباید کرد. دزدی و خیانت و شهوت نکوهیده است. دروغ نباید گفت. اَحَدی را رنج و عذاب نرسانم. فحش و بهتان روا ندارم. بدِ کسی را نخواهم. از صحبت بدطینتان دوری کنم..
vahidk
آزادیِ خرسها را بهتدریج بهشان میدهند، با دوزهای کم. نمیشود آزادی را یکباره به خرسها داد، وگرنه اُوِردوز میکنند.
mandi
"اولین و مهمترین چیزی که خرسها باید دربارهٔ آزادی بیاموزند این است که محدودیتهایی دارند.
mandi
را تا الآن در آن سپری کردهاند. اینجا برزخی است معلق میان آزادی و اسارت، و شاید همین است که آنها را سردرگم کرده است.
کاربر ۱۰۰۸۴۰۸۲
آزادی، برای آنان که قبلاً نداشتهاند، امری بهغایت پیچیده است. برای خرسها بسیار سخت است که به زندگیای عادت کنند که در آن خودشان مراقب خودشان باشند. گاهی اصلاً نمیشود.
mandi
"کتکم بزن، با من بدرفتاری کن، اما من را از این ضرورت لعنتی که مسئول زندگیِ خودم باشم بِرهان."
mandi
این پل شاید اگر در کشوری دیگر باشد یکی از جاذبههای گردشگری محسوب شود، اما در اینجا فقط مردم را از مسیری خوشمنظره در میان کوهستان بین شهرهای دُبرینیشته و سِپتِمْوری جابهجا میکند.
mandi
"رسیدیم به آنجا که باید کولی را مست کنید. قسمت دشوار کار این است که خودتان هم باید پابهپایش بنوشید. اگر قرار باشد او پاتیل شود، خودتان هم باید کمی مست شوید. این خودش مسئلهای است
mandi
از همان لحظه که با ما بر سر یک میز ـبا غذا و راکیا و هدیهـــــ نشستند، بازی را باختهاند، چون هیچکس طرف آنها نیست؛ آنها فقط کولیهاییاند که رسم دنیایی را که دیگر وجود ندارد ادامه میدهند."
mandi
تصور کنید یکی از سازمانهای حمایت از حقوق کولیان یکی از سازمانهای حمایت از حقوق حیوانات را تحت تعقیب قرار دهد. بهتر است که با مبلغی پول قال قضیه کنده شود.
mandi
وقتی رسیدیم، خرس را بلافاصله برای آزمایشهای پزشکی و قرنطینه فرستادند. کولی چی شد؟ او هم لابد یکجوری با ژیگولیاش خود را به روسه رسانده است.
"چطور به خانه رسید؟ نمیدانم. راستش را بخواهید، بعد از آنکه خرس را تحویلمان دادند زندگیشان دیگر برایم مهم نبود."
mandi
مثل روز روشن است که کمونیسم شکست خورده، منتها نمیشود که یکشبه کاپیتالیسم را اینجا باب کرد. مثل این است که کسی سالهای سال غذا نخورده باشد و یکهو پنج تا ساندویچ همبرگر به خوردش بدهند.
Dina
ذرهذره و در پیمانههای کوچک به آنها داد. این خبر خوش که خرسها به خواب زمستانی میروند نشان میدهد که در مسیر آزادی به پیش میروند. آنها دیگر فقط به فکر امروز و فردایشان نیستند. آموختهاند که خودشان را برای روزهای سخت آماده کنند."
کاربر ۵۸۸۳۳۹۳
کشور ما تنها کشوری است که در آن مردم واقعاً برابرند."
"اما در فقر."
"فقر همهجا هست. اما برابری فقط اینجاست،
Dina
حجم
۵۷۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۵۷۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
قیمت:
۱۰۸,۰۰۰
۵۴,۰۰۰۵۰%
تومان