
بریدههایی از کتاب بپرید...!
۳٫۵
(۶)
اگر شما هر روز صبح از خواب بیدار میشوید و به کاری میروید که از آن نفرت دارید، اسم این کار را نمیتوان زندگی کردن نهاد. این یعنی آن که شما صرفآ وجود دارید و بس.
فاطمه
تی. دی. جیکز گفته بود: «خیلی بدم میآید بمیرم، در حالی که هرگز به انجام دادن کاری که برای آن زاده شده بودم، نائل نگردم...»
ophelia
شما باید «بپّرید»!
شما باید ریسک کنید!
در غیر این صورت، باز هم با همان وضعیت یکنواختی و یکسانی در زندگیتان مواجه خواهید بود.
فاطمه
خداوند متعال همواره بیش از آن چه در ذهنمان بوده است یا از او خواستهایم به ما عنایات و برکاتِ بیپایان و فراوان اعطا میفرماید! و از آن جایی که من به خدایم حرمت مینهم، برکاتِ الهی نیز به دنبالم خواهد آمد و به زندگیام وارد خواهد شد! من نیز در زمانِ درست، و در جای درست، حضور خواهم یافت! آن وقت است که مردم و اطرافیانم، بیشترین تلاش خود را خواهند کرد تا نسبت به من مهربان و نیککردار باشند. در واقع، لطف و عنایت الهی مرا احاطه کرده است! این اعلامیه رسمی من است!
ophelia
باری، «پریدن» یعنی پذیرفتنِ عملِ انجام دادن یک ریسک. یک کارِ خطرناک.
یعنی همانا «پرشی» سرشار از قدرتِ ایمانِ شما، برای دست یافتن به رؤیاها و آرزوهایتان. پریدن شما یعنی همانا به انجام رساندن حرکتی عظیم در مسیر پیشرفت حرفهایتان.
ophelia
