جملات زیبای کتاب تعمید | طاقچه
تصویر جلد کتاب تعمید
off
٪۷۰

کتاب تعمید

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مسعود ریاحی
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۲۸۸۷۰۳۶
۰
وقتی برای خیلی‌اُمین بار، دیر آمد مدیر دیگر نتوانست تحمل کند؛ طوری افتاد به جانش و تا آنجا زدش که ناظم از دفتر بیرون آمد و گفت که: «آقای مدیر، معلم‌ها رفته‌اند سرِ کلاس، بچه‌ها را نمی‌فرستید؟» مدیر نگاه کرده بود به ناظم و عین آدمی که رفته باشد دست‌شویی بین‌راهی و دلش نخواهد دست و لباسش به جایی بخورد از مهدی جدا شده بود و بعدش ما رفته بودیم سرِ کلاس.