
٪۶۰
زرافه
۲
فکرش را هم نمیکردم که در این دنیا چنین رنجها و وحشتهای ویرانگری وجود داشته باشد. و از تو فقط یک کار برمیآید، آترسن، این که تحمل این سرنوشت را برای من راحتتر کنی، یعنی به سکوتم احترام بگذاری.
Amir
۱
حیوان درونم داشت پارههای خاطراتم را لیس میزد؛ وجه روحانیام کمی خوابآلود شده بود و وعدهی توبهی در آینده را میداد، ولی هنوز کارش را آغاز نکرده بود.
Amir
۰
حیوان درونم داشت پارههای خاطراتم را لیس میزد؛ وجه روحانیام کمی خوابآلود شده بود و وعدهی توبهی در آینده را میداد، ولی هنوز کارش را آغاز نکرده بود.
زرافه
۰
اگر بیشتر اوقات درِ خانهام بهرویت بسته باشد نباید تعجب کنی، اما در دوستیام هم نباید شککنی. باید بگذاری به شیوهی تلخ خودم رنج بکشم.
زرافه
۰
سرکوبکردن کنجکاوی یک چیز است و غلبه بر آن چیزی دیگر؛
زرافه
۰
چیزی که مرا به اینجا رساند، آرزوهای سختگیرانهام بود
زرافه
۰
برای هرچیز پایانی هست؛ بزرگترین پیمانهها هم روزی پر میشوند؛
