جملات زیبای کتاب آفرینش و آزادی | طاقچه
تصویر جلد کتاب آفرینش و آزادی

بریده‌هایی از کتاب آفرینش و آزادی

نویسنده:بابک احمدی
انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۴.۰از ۴ رأی
۴٫۰
(۴)
آزادی زاده می‌شود، شبانه، هر کجا باشد، در سوراخی بر دیوار، بر گذر بادهای یخ بسته. ‫ستاره‌ها ترش و سبزند به تابستان، زمستان به دستِ ما جوانی سرشار پخته می‌بخشدشان
mohsen
‫آدم‌ها سردشان می‌شود، چون برای زندگی روی زمین، سرما شرطی ضروری است، چون هر تصور آن‌ها از آسمان با سرما یکی است، چون خانه‌ها را در مسیر بادها می‌سازند، تا چیزی از سرما را حفظ کنند. همواره کنجی دنج در هر خانه می‌توان یافت که سرد باقی مانده باشد
mohsen
تارکوفسکی، در یکی از آخرین روزهای زندگیش نوشت که بامدادی، پای برهنه روی خاک نمناک و علف‌ها راه رفته، چرا که خواهانِ رابطه‌ای بوده با سرمای زمین.
mohsen
دنیای کافکا جهان بوهای ناخوشایند است. جهانِ اداره‌های قدیمی، پرونده‌ها و بوی نا، بوی رطوبت، بوی کاغذهای پوسیدهٔ پرونده‌های خاک گرفته، بوی ردیف اسم‌ها، و شماره‌ها، و نشانه‌های قراردادی تولد و مرگ و سعادت و بدبختی.
mohsen
دنیای پروست جهانِ زبری و نرمی‌هاست، حسی اروتیک، حسی از لمس دنیا. جهانِ جویس دنیای صداهاست، آوازها، فریادها، زمزمه‌های محبت، شیطنت، بدخواهی.
mohsen
دنیای کشیشِ برسون جهانِ سرماست، کنار آتش بخاری هیزمی، می‌نشیند و درد تحمل‌ناپذیر جسمانی را «با ته‌مزه‌ای از عشق به مسیح، و عشق به دنیایی دیگر» احساس می‌کند. دنیای کشیش برگمان، جهان لرزیدن‌هاست، مدام می‌نالد: «سرما خورده‌ام، سردم است...».
mohsen

حجم

۵۰۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

حجم

۵۰۴٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۶۸ صفحه

قیمت:
۱۸۳,۰۰۰
۹۱,۵۰۰
۵۰%
تومان