
بریدههایی از کتاب کمرنگ تو خالی
۴٫۹
(۷)
گاه بیجانها حست را بیشتر میفهمند!
maha
من… پیانو!
سازی با رُخی از رنگهای خنثی
اما باطنی آهنگین و پر احساس؛
آوازی جاری به دنبالِ سیمهای کوتاه و بلندم دارم،
که دلها مینوازد و اشکها در میآورد!
من سازی هستم…
با قدرتِ رفاقتِ روزهایِ تلخ و شیرین!
با آوایِ زندگی و دنیایی دو رنگ!
(دُنیای پر احساسِ پیانو)
Mobina
تو کمرنگترین سبزِ تو خالی بودی
اما… برای من پر از هر خالی بودی!
Mobina
اقیانوس قلبم را
ب رویت باز میکنم
تا گرما بخش سرمای وجودت شوم
Mobina
تو کمرنگترین سبزِ تو خالی بودی
اما… برای من پر از هر خالی بودی!
Fateme🥣
به راستی
دیوانگی در زیر باران هم عالمی داشت!
هدیه
خوشا به حالِ ما
برای وجود پناه امنِ یکدیگر!!!
هدیه
خلأ
معلق نبودم اما
فرکانس هوایی که در آن نفس میکشیدم، منفی بود!
منفی و تلخ…
درد داشت، اما حس نمیشد
زخم میزد، باز هم حس نمیشد!!!
فقط من بودم و من!
بلند شدم…
دستِ خودم را گرفتم و پشتِ خودم ایستادم!
به بهترین فرکانس نرسیدم اما…
به تنهایی، خلأ منفی وجودم را پُر کردم!
و به مطلق رسیدم!
maha
احساسش بیشتر از آدمسیت که
از دردِ دلم گفتم، اما خندید…!
maha
ختم افکارم تویی!
دلیل نوشتنهایم تویی!
کلماتی که به آنها احساس میبخشم تویی!
کاغذ سیاه خاطراتم تویی!
دلیل شیرینِ فکرهایم تویی!
لبخندِ بر روی لبانم تویی!
همهٔ خالی درونم تویی!
تویی…!
از تو مینویسم چون ختمِ افکارم تویی
هدیه
کاغذی که حتی جان ندارد
تنهایی مرا در عُمق خودش ثبت میکند!
میگذارد بمانند…
آنها را در گوشهای از خودش محبوس نگه میدارد!
احساسش بیشتر از آدمسیت که
از دردِ دلم گفتم، اما خندید…!
درکش بالاتر از اشرفِ مخلوقاتیست
که از درونم به او گفتم و داد کشید.
گاه بیجانها حست را بیشتر میفهمند!
شاید چون مثلش را درک کردهاند
ارزش ندادن را دیدهاند…!
breit und müde:)
به بلندی و وسعت عرش دوستت دارم!
به یاد خنده هایت قلم در دست میچرخانم
و کلمات را ردیف میکنم…
برای تو…
برای عطر تنت، برای چشم هایت
جملاتم یکی پس از دیگری منظم میشوند…
و با کاغذ پارهای کوچک
وسعت دوستت دارمهایم را به عَرش میرسانم!
Turanj
حجم
۱۸۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
حجم
۱۸۷٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
قیمت:
رایگان