جملات زیبای کتاب زندگی دروغین آدم بزرگ ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی دروغین آدم بزرگ ها

بریده‌هایی از کتاب زندگی دروغین آدم بزرگ ها

نویسنده:النا فرانته
انتشارات:نشر نون
امتیاز
۳.۴از ۲۱ رأی
۳٫۴
(۲۱)
گفت: «تمام کارهایی که جولیانا می‌کنه به خاطر اون می‌کنه.» «خب، این قشنگ نیست؟» «به نظر تو برده بودن قشنگه؟» «به نظر من دوست داشتن قشنگه.» «حتی اگه اون دوستش نداشته باشه.» «تو از کجا می‌دونی که دوستش نداره.» «خود جولیانا می‌گه. می‌گه امکان نداره که روبرتو دوستش داشته باشه.» «همهٔ آدم‌هایی که کسی رو دوست دارن می‌ترسن که اون دوستشون نداشته باشه.» «اگه یکی باعث بشه که تو مضطرب زندگی کنی، اون‌طور که جولیانا داره زندگی می‌کنه، چه لذتی داره دوست داشتن؟»
رهی
دروغ، دروغ... آدم‌بزرگ‌ها آن‌ها را ممنوع می‌کنند، ولی خودشان تا می‌توانند دروغ می‌گویند.
Mary gholami
می‌خواستم خودم را از خودم بیرون برانم، انگار که بخواهم خودم را بالا بیاورم.
رهی
ای کاش می‌توانستم واقعاً خودم را گم کنم. خودم را جا بگذارم، مثل یک چتر، و دیگر هیچ چیزی از خودم ندانم
Mary gholami
«خوبه که می‌ترسی. باید ترسید، حتی موقعی که نیازی نیست. هوشیار نگهت می‌داره.»
Youtiful her
«تمام کارهایی که جولیانا می‌کنه به خاطر اون می‌کنه.» «خب، این قشنگ نیست؟» «به نظر تو برده بودن قشنگه؟» «به نظر من دوست داشتن قشنگه.»
Mary gholami
همیشه رفتارهای محبت‌آمیزشان به‌قدری ساختگی بود که برای من حاصلی جز ناراحتی از تماس‌های اجباری نداشت
میم ___ لام
ولی افکار آدم گاهی یک نیروی نهفته را رها می‌کنند و به تصاویری برخلاف میل تو چنگ می‌زنند و آن‌ها را در کسری از ثانیه هل می‌دهند جلوی چشم‌هایت.
رهی
«احتمال داره زندگی باعث بشه تو فرار کنی، موقعی که بیهوده است.» «زندگی باعث فرارم می‌شه، موقعی که عذاب‌آوره.»
رهی
«شاید بابا بایستی سرش به کارش خودش می‌بود.» «هیچ‌کس نباید سرش به کار خودش باشه، اگر کسی توی دردسر باشه.» «درسته.»
اِلی
یک شب مادرم به من گفت: «پدرت از تو جوون‌تره. تو داری بزرگ می‌شی و اون یه بچه مونده؛ و همیشه همین‌طور بچه می‌مونه. یه بچهٔ بسیار باهوش که مجذوب بازی‌هاشه و اگه مراقبش نباشی به خودش آسیب می‌زنه. توی جوونی بایستی این رو می‌فهمیدم، ولی اون‌وقت‌ها به نظرم مرد بزرگی بود.» اشتباه کرده بود، ولی همچنان محکم چسبیده بود به عشقش. با محبت به او نگاه کردم. دلم می‌خواست من هم این‌طور عاشق شوم، ولی نه با مردی که شایستگی‌اش را نداشته باشد.
amir
هنوز کوچیکی و نمی‌فهمی چقدر یه مرد خیلی باهوش می‌تونه خوشگل باشه.
Youtiful her
«اگر دوست‌داشتنی نیستم، باشه، دوستم نداشته باشن، هیچ‌کدوم از اون‌ها نمی‌دونن شبانه‌روز چی توی سینه‌ام حمل می‌کنم.»
Youtiful her
«اگه از اوضاع موجود خوشت نمی‌آد، لازمه که تغییرش بدی.»
Youtiful her
ای کاش می‌توانستم واقعاً خودم را گم کنم. خودم را جا بگذارم، مثل یک چتر، و دیگر هیچ چیزی از خودم ندانم.
Youtiful her
چقدر سفر کردن خوب بود و همین‌طور شناختن آدمی که همه چیز را می‌داند و از نظر هوش، زیبایی و خوبی فوق‌العاده بود و برای تو ارزش چیزی را توضیح می‌داد که به‌تنهایی بلد نبودی هیچ‌وقت ستایشش کنی.
Youtiful her
از اینکه از حرف‌های دیگران آسیب ببینم خسته‌ام.
Youtiful her
می‌خواستم خودم را از خودم بیرون برانم، انگار که بخواهم خودم را بالا بیاورم.
رهی
«احتمال داره زندگی باعث بشه تو فرار کنی، موقعی که بیهوده است.» «زندگی باعث فرارم می‌شه، موقعی که عذاب‌آوره.»
رهی
ولی افکار آدم گاهی یک نیروی نهفته را رها می‌کنند و به تصاویری برخلاف میل تو چنگ می‌زنند و آن‌ها را در کسری از ثانیه هل می‌دهند جلوی چشم‌هایت.
رهی
چه اتفاقی می‌افتاد در دنیای آدم‌بزرگ‌ها، در سر آدم‌های بسیار منطقی، در بدن‌های سرشار از آگاهی‌شان؟ چه چیزی آن‌ها را تنزل می‌داد به غیرقابل‌اعتمادترین حیوان‌ها، بدتر از خزندگان؟
Youtiful her
«شاید همه چیز کمتر پیچیده بود، اگه آدم حقیقت رو می‌گفت.»
Youtiful her
می‌خواستم خودم را از خودم بیرون برانم، انگار که بخواهم خودم را بالا بیاورم.
Youtiful her
متوقف کردن بزرگ شدن غیرممکن بود.
Youtiful her
درخشش چهره‌ای که مملو از مهربانی است بیشتر از یک چهرهٔ غمگین درد را در خود پنهان و حفظ می‌کند.
Youtiful her
«این‌قدر راحته مردن توی زندگی آدم‌هایی که بدون اون‌ها نمی‌تونیم زندگی کنیم؟»
Youtiful her

حجم

۳۴۹٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

حجم

۳۴۹٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۶۰,۰۰۰
۵۰%
تومان