جملات زیبای کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیرsubscriptionAvailable

کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیر

عاشقیت در هفت روز؛ اقتباسی از کتاب کوچه‌ها اثر احمد شاملو

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
اعظم مهدوی
انتشارات: 
انتشارات هوپا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
چاوان
۲
حیا را خورده و آبرو را قی کرده
♪‚.·°Golnoosh°·.‚♪
۱
خودش می‌دانست تهِ چشم‌های صفورا چیزی هست که توی چشم هیچ زنی ندیده تا به حال. صفورا خیره که نگاهش می‌کرد غلام می‌ترسید. از آن چیزی که تهِ چشم‌های او بود می‌ترسید. عشق بود آن چیز. خودش می‌دانست که گهگاه سِحر این نگاه صفورا می‌شود. این نگاه وحشی صفورا که پر از گلایه بود. پر از درد بود. پر از زندگی بود، اما غلام نمی‌خواست به روی خودش بیاورد.