جملات زیبای کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیر | طاقچه
تصویر جلد کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیر

بریده‌هایی از کتاب صفورا‌ اره و غلام بهونه گیر

نویسنده:اعظم مهدوی
انتشارات:انتشارات هوپا
امتیاز
۴.۸از ۱۰ رأی
۴٫۸
(۱۰)
خودش می‌دانست تهِ چشم‌های صفورا چیزی هست که توی چشم هیچ زنی ندیده تا به حال. صفورا خیره که نگاهش می‌کرد غلام می‌ترسید. از آن چیزی که تهِ چشم‌های او بود می‌ترسید. عشق بود آن چیز. خودش می‌دانست که گهگاه سِحر این نگاه صفورا می‌شود. این نگاه وحشی صفورا که پر از گلایه بود. پر از درد بود. پر از زندگی بود، اما غلام نمی‌خواست به روی خودش بیاورد.
♪‚.·°Golnoosh°·.‚♪

حجم

۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۶۸٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۱۸,۰۰۰
تومان