جملات زیبای کتاب روشنک و سپهرداد | طاقچه
تصویر جلد کتاب روشنک و سپهردادsubscriptionAvailable

کتاب روشنک و سپهرداد

اقتباسی از داستان سنگ صبور، از کتاب افسانه‌ها اثر فضل‌الله مهتدی

نوع کتاب
۳.۸(از ۲۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
راحیل ذبیحی
انتشارات: 
انتشارات هوپا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nani_ad_
۱۳
دوست دارم مردی را نجات بدهم. دوست دارم یک‌بار هم قصه برعکس باشد. یک شاهزادهٔ سوار بر اسب سفید نیاید دختری را از چنگال دیو پلیدی نجات دهد. این‌بار دختری بیاید با گنجشک کوچکش و شاهزاده‌ای را از بند طلسمی آزاد کند...
موفنری
۹
به صحرا شدم؛ عشق باریده بود و زمین تَر شده بود. چنان‌که پای مرد به گِل فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد.
MahlaZarie
۶
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
چکاوک
۶
اگر روزی دیدی همهٔ درها به روت بسته است و غصه داره دِقِت می‌ده، دوای دردت سنگ صبوره...
ریحان
۴
نکند آن نفرین هنوز در سینهٔ من است؟
کاربر ‹میـــرانا›
۴
هرکسی رو که طلسم می‌کنی باید راهی هم برای باطل‌کردنش بگذاری...
♪‚.·°Golnoosh°·.‚♪
۴
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
زهرا نوروزی
۴
روشنک آرام گفت: «تنها چیزی که توی این دنیا لازم دارم، یک سنگ صبوره.»
چکاوک
۳
فلک را سر انداختن شد سرشت نشاید کشیدن سر از سرنوشت نظامی
Narges Hadian
۳
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
Mitra
۲
نکند آن نفرین هنوز در سینهٔ من است؟
shari
۱
نکند آن نفرین هنوز در سینهٔ من است؟
ریحان
۱
فکرش را می‌کردی که به این روز بیفتی؟ که به اینجا برسی؟ به خود مرگ؟... نه، ای کاش مرگ بود... این چیزی که تو را انتظار می‌کشد از هزار مرگ بدتر است سپهرداد...
pardis
۱
به صحرا شدم؛ عشق باریده بود و زمین تَر شده بود. چنان‌که پای مرد به گِل فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
گاهی اوقات زندگی یکهو زیر و رو می‌شه دخترجان! برای همینه که می‌گم بختت خاکستریه! یک روش سیاهه مثل قیر و روی دیگه‌اش سفید مثل برف.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
چشم‌هایت را ببند روشنک. شاید همه‌چیز یک کابوس باشد. شاید وقتی دوباره بازشان کردی تو باشی و نیمه‌های شب و دهانی خشک و تنیخیس از عرق، اما خیالی آسوده که خواب دیده‌ای، همه‌چیز را خواب دیده‌ای.
کاربر ‹میـــرانا›
۱
«ای سنگ صبور، تو صبوری من هم صبور، یا تو بِترِک یا من می‌ترِکَم.»
چکاوک
۱
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
88
۱
ی سنگ صبور، تو صبوری من هم صبور، یا تو بِترِک یا من می‌ترِکَم.
88
۱
ای سنگ صبور، تو صبوری من هم صبور، یا تو بِترِک یا من می‌ترِکَم.
Zahra Zeyni
۱
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
چاوان
۱
ای کاش به اندازهٔ نفرت قدرتمندی که در سینه‌اش می‌جوشید نیرو داشت.
کاربر ‹میـــرانا›
۰
اگر روزی دیدی همهٔ درها به روت بسته است و غصه داره دِقِت می‌ده، دوای دردت سنگ صبوره...
کاربر ‹میـــرانا›
۰
دوست دارم یک‌بار هم قصه برعکس باشد. یک شاهزادهٔ سوار بر اسب سفید نیاید دختری را از چنگال دیو پلیدی نجات دهد. این‌بار دختری بیاید با گنجشک کوچکش و شاهزاده‌ای را از بند طلسمی آزاد کند...
Narges
۰
حتی عجیب و غریب‌ترین چیزها هم اتفاق می‌افتند، نه یک بار، نه دو بار، بلکه چندین و چند بار. آن‌قدر که ترست می‌ریزد، نگرانی‌ات فروکش می‌کند، اما تکرار مداومش تو را وادار می‌کند که چاره بجویی، عجیب‌ترین چاره‌ها برای عجیب‌ترین اتفاق‌ها.
miracle
۰
«کسی که سنگ صبور می‌خواد غم بزرگی توی سینه‌اش هست که داره دِقِش می‌ده، داره اون رو از درون می‌خوره و می‌کُشه.»