
٪۵۰
کتاب جاده سیب های وحشی
پدیدآورندگان:
ف صفاییفرد (دنیا)انتشارات:
انتشارات شقایق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
n re
۲۲
تا نرسی نمیفهمی که هیچچیز اونجوری که از دور میدیدی نبوده.
n re
۲۱
یعنی آدمِ تنها حق نداره بهش خوش بگذره!
n re
۱۹
این حرفها که گذشتهٔ هرکس مال خودشه تو فرهنگ ما جواب نمیده. گذشتهٔ آدم انگار مال همه هست. جز خودش...
n re
۱۷
خسته بودم. خسته از این همه دویدن بیفرجام.
میس سین
۱۳
آدما تا وقتی خودشون بیرون گودن خیلی روشنفکرن
n re
۱۳
چطور برای گذشتهٔ خودش، گذشتهها گذشته و برایم مهم نبود که چه غلطهایی کرده، اما پای یک دختر که وسط میآمد دیگر گذشتهها نمیگذشت!
n re
۱۱
این را فقط خودم و خدا میدانستیم که قرار بود رازدار باشیم
میس سین
۱۰
تو توی ذهنت از آدما فرشته میسازی تقصیر اونا نیست
faem
۱۰
باز گفت:
ـ اما این وسط یه گروهی هستند که شانس در خونهشون رو واسه حالگیری میزنه.
شیما
۹
«شاید چون همیشه برام تصمیم گرفتن، میترسم از تصمیمی که خودم تنهایی بگیرم.»
n re
۵
چشمم روشن شده بود، به خیلی چیزها. به همان نقابهایی که روی صورت آدمها بود و فقط باید شرایط به هم میریخت تا بیفتد و ذات اصلیشان مشخص شود.
دلم میخواست بروم جایی که هیچکس نباشد.
Gloria
۵
این حرفها که گذشتهٔ هرکس مال خودشه تو فرهنگ ما جواب نمیده. گذشتهٔ آدم انگار مال همه هست. جز خودش...
faem
۴
اصلاً کاری کرده بودم جز فکر؟ جز تکرار چند ردیف "چرا" که جوابی هم نداشتند؟
n re
۴
چقدر دلم تنگ بود برای روزهایی که امید به آینده و زندگی از سروکولم بالا میرفت. از کجا زندگیام روی دور تند افتاد و افسارش از دستم در رفت؟
n re
۴
یاد بگیر اگه از جای دیگه سوختی یا زورت گرفت، حق نداری سر کسی که هیچ ربطی به ماجرا نداره خالیش کنی!
n re
۴
بذار کاری که میخوام رو انجام بدم. خسته شدم از بس واسه هرکاری جواب پس دادم
n re
۴
یک آدم مگر چقدر میتوانست سگجان باشد که هی تیر خلاص بخورد و تمام نشود!
Gloria
۴
همهچیز توی این دنیا به هم ربط داشت، حتی بیربطترین مسائلی که توی ذهن آدم نمیگنجید
Gloria
۴
انقدر اشتباه رفتم مسیر رو که برای درستکردنش باید تا روز تولدم عقب برگردم.
red rose
۴
عشق اگه به سرانجام نرسه خیلی قشنگتره تا تو یه مسیر غلط به بنبست برسه. حداقل اونجوری یه خاطرهٔ خوب ازش میمونه. اما اگه خراب بشه یه حسرته که حتی دلت نمیخواد یادش کنی.
faem
۳
هرچقدر تندتر میدویدم، خودم هم همراهم میآمد.
faem
۳
باز زندانبان هوا برای نفسکشیدن در هوای زندانیاش کم آورده بود؟
n re
۳
حیف که اجبار هیچگاه دست از سر بشر برنمیداشت.
n re
۳
کاسهٔ صبر من اما خیلی وقت بود که دیگر جا نداشت.
n re
۳
یه عشق اگه به سرانجام نرسه خیلی قشنگتره تا تو یه مسیر غلط به بنبست برسه. حداقل اونجوری یه خاطرهٔ خوب ازش میمونه. اما اگه خراب بشه یه حسرته که حتی دلت نمیخواد یادش کنی.
n re
۳
به نظر من اگه دوسش داری گور بابای همه!
n re
۳
باید نشانش میدادم که تلخی تلاش بیثمر چه مزهای دارد؟ که وقتی طرفت خودش را برای خوبکردن حالت به دیوار میکوبد و تو حتی چشمهایت را هم به کار نمیاندازی، چه حال مزخرفی پیدا میکند؟
n re
۳
ربطی به شانس نداره آدم یه کاری رو بخواد انجام بده انجامش میده!
n re
۳
کلاً آدما تا وقتی خودشون بیرون گودن خیلی روشنفکرن.
n re
۳
بهنظر تو آدمی که تو گذشتهش اشتباه کرده و بهخاطرش پشیمونه، دیگه حق نداره مثل آدم زندگی کنه؟
