جملات زیبا از متن کتاب جشن فراموشی‌ ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب جشن فراموشی‌ هاsubscriptionAvailable

کتاب جشن فراموشی‌ ها

مجموعه رباعی

۴.۴(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
میلاد عرفان پور
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

گر سر برود، ز سر هوایت نرود تأثیر طلسم چشم‌هایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته‌ایم آهسته بیا شیشه به پایت نرود
ریحانه
۱۶۲
هرچیز شکست قیمتش نیز شکست جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است
ریحانه
۳۵
هر کس که در این زمانه درویش‌تر است در جادهٔ عشق، از همه پیش‌تر است
Mehr
۲۹
سرگرم مناجاتم و سرمست امشب از هرچه جز او کشیده‌ام دست امشب دیر آمدی ای رفیق! دیر آمده‌ای تنهایی من سرش شلوغ است امشب
هیچــ🌱ـــــ
۱۸
ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش با دوست مجال گفت‌وگو باشد کاش عمری به هوای دل خود زیسته‌ایم جان دادن ما برای او باشد کاش
Mehr
۱۶
شرمنده‌ام از زمین که با آمدنم باری که به شانه داشت سنگین‌تر شد
Emma
۱۳
خاموشم و فریاد، مرا می‌خواند غمهای مرا فقط خدا می‌داند ای چاه! کجایی که اگر آه کشم از کوفه تل سوخته‌ای می‌ماند
هیچــ🌱ـــــ
۱۳
آرامش تسبیح شما بر هم خورد شرمنده‌ام ای درخت! ای گل! ای رود!
هیچــ🌱ـــــ
۱۳
در سجده هنوز با تو سرسنگین‌ایم دلبستهٔ این زندگی رنگین‌ایم دیوار وضوخانه پر از آیینه‌ست این است که در نماز هم خودبین‌ایم
سرباز روح الله
۱۰
عمری به هوای دل خود زیسته‌ایم جان دادن ما برای او باشد کاش
سپهر
۹
گفتم: دیدار و گفت: وقتی دیگر گفتم: پیغام و گفت: از این هم بگذر گفتم: دلِ برده بازگردان، فرمود: در عشق خیانت از امانت بهتر!
Bahar Varshovi
۸
ماییم کسی که بی‌سبب می‌کوشد آن تشنه که از جوی عطش می‌نوشد خسران‌زده‌ایم و سرنوشتش این است آن‌کس که در آفتاب، یخ بفروشد
مهاجر روی زمین
۷
نه از لبهٔ تیغ شما می‌ترسیم نه از قَدَر و نه از قضا می‌ترسیم ماییم و دلی تنگ به دیدار خدا کی از د ل تنگ قبرها می‌ترسیم؟
zahra
۷
در شهر نمانده هیچ کس الاّ من
هیچــ🌱ـــــ
۶
دل، معتکف سیاهی چشمانت جان، صوفی خانقاهی چشمانت یک عمر دلم شکسته خوانده‌ست نماز در مسجد بین راهی چشمانت
Bahar Varshovi
۶
آواره منم، غریب من، تنها من خسران‌زدهٔ آخرت و دنیا من ای حادثهٔ بزرگ! ای عشق! بیا در شهر نمانده هیچ کس الاّ من
ali hatami
۵
گر سر برود، ز سر هوایت نرود تأثیر طلسم چشم‌هایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته‌ایم آهسته بیا شیشه به پایت نرود
⊹₊ Poetic Visions ⊹₊
۵
سرگرم مناجاتم و سرمست امشب از هرچه جز او کشیده‌ام دست امشب دیر آمدی ای رفیق! دیر آمده‌ای تنهایی من سرش شلوغ است امشب
سرباز روح الله
۴
در حنجره، های و هوی خاموشی‌هاست چشمم همه پردهٔ خطاپوشی‌هاست تا کینه به دل راه نیابد، هر شب در حافظه‌ام جشن فراموشی‌هاست
سرباز روح الله
۳
هرچیز شکست قیمتش نیز شکست جز دل که شکسته قیمتش بیشتر است
zahra
۳
آذین شده هر صفحهٔ تقویم به اشک ساعات شبانه‌روز تقدیم به اشک ای خواب! مکوب بر در پلک، بس است این منزل را اجاره دادیم به اشک
محمد صالح الهی دوست
۳
گفتم: همه جا میان ما دیوار است گفتی که هنوز بخت با ما یار است دیوار زیاد است ولی باکی نیست یک حرف فقط فاصله تا دیدار است
محمد صالح الهی دوست
۳
گر سر برود، ز سر هوایت نرود تأثیر طلسم چشم‌هایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته‌ایم آهسته بیا شیشه به پایت نرود
UnCo
۳
از سابقهٔ قدیم باید پرسید از آن همه خوف و بیم باید پرسید معمار، دوام برج را راست نگفت از دخترک یتیم باید پرسید
ورتر جوان
۳
صبح است و ستاره، سفره‌ای گسترده‌ست ماه از دِهِ شب، نان سپید آورده‌ست خورشید دوباره بر سر دیوار است انگار کلید خانه را گم کرده‌ست
Fatemeh Nassaji
۳
داغ است رباعی‌ام، زبان می‌سوزد لب باز کنم، بای بیان می‌سوزد یا پنبه ز گوش خویش بیرون آور یا پنبه و گوش، توأمان می‌سوزد
مهاجر روی زمین
۲
در سجده هنوز با تو سرسنگین‌ایم دلبستهٔ این زندگی رنگین‌ایم دیوار وضوخانه پر از آیینه‌ست این است که در نماز هم خودبین‌ایم
zahra
۲
اسفند شده، قرار و آرامت نیست غیر از کفن برف به اندامت نیست ای سال! خوشی که مثل ما آدم‌ها دلشورهٔ مرگ نابهنگامت نیست
ایراندُخت
۲
در سجده هنوز با تو سرسنگین‌ایم دلبستهٔ این زندگی رنگین‌ایم دیوار وضوخانه پر از آیینه‌ست این است که در نماز هم خودبین‌ایم
Fatemeh Nassaji
۲
گر سر برود، ز سر هوایت نرود تأثیر طلسم چشم‌هایت نرود فرشی ز دل شکسته انداخته‌ایم آهسته بیا شیشه به پایت نرود
nia
۲