
Danial
۵
خود را به حساب نیاوردن اما همواره به دیگران حُسنظن داشتن و آنان را والاقدر دانستن، اوج دانایی و کمال است
نازگول
۵
شهر جاودان تو اینجا نیست و هر کجا که باشی، مسافر و غریبی
Danial
۵
پولاد از آتش آبدیده میشود و انسان صالح از وسوسه.
Danial
۴
محض خاطر آرامش باید گهگاه از عقیده خویش چشم بپوشیم.
Danial
۴
با خطاها و معایب دیگران مدارا کن، زیرا در تو نیز بسیاری خطاها هست که دیگران باید آن را تاب آورند.
Danial
۳
در پی این مباش که بدانی «این قول کیست»؟ بلکه به آنچه گفته شده، عنایت کن.
Danial
۳
آن کس که فقط از اسباب بیرونی پلیدی دوری میکند، اما نمیتواند آن را در اندرون خویش از ریشه برکند، سود چندانی نمیبرد.
Danial
۳
آنچه را در خود یا در دیگران، قادر به اصلاحش نتوان شد، باید صبورانه تحمّل کرد
کاربر ۶۳۸۸۷۳
۳
در پس هر کتاب، یک صدا بیش نیست اما همه خوانندگان را به یکسان نافع نمیافتد
به نام مهربان تر از مادر
۳
از سر کنجکاوی یا برای گذران وقت، سر در کتاب مکن، بلکه آن چیزهایی را بخوان که دل تو را به پارسایی میل دهد.
کاربر ۶۰۰۷۰۹۹
۱
ما نباید هر قول و عقیدهای را باور کنیم، بلکه باید بدقت و طمأنینه، وفاق همه امور را با اراده خداوند بسنجیم. زیرا افسوس، ضعف سرشت آدمی چنان است که درباره دیگری بدی را اغلب آسانتر از نیکی باور میکند و بر زبان میراند. اما انسانهای کمالیافته به آسانی هر حکایتی را که بر ایشان گفته آید، باور نمیکنند، زیرا میدانند که طبیعتِ انسان مستعد پلیدی است و سخنش آماده نیرنگ.
Danial
۱
آن کس بحق بزرگ است که در ضمیر خویش فروتن باشد و بزرگترین افتخارات دنیوی را به هیچ انگارد.
Danial
۱
انسانهای کمالیافته به آسانی هر حکایتی را که بر ایشان گفته آید، باور نمیکنند، زیرا میدانند که طبیعتِ انسان مستعد پلیدی است و سخنش آماده نیرنگ.
Danial
۱
تنها با تن زدن از خواهشهای نفس است که میتوان به آرامش قلبی حقیقی دست یافت و نه با تن در دادن به آنها.
محمدعلی
۰
تو امور ناچیز را از آن سبب چنان سخت به دل میگیری که همچنان اهل دنیایی و بیش از آنچه باید، عقاید مردم را در حساب میآوری. بیم تو از تحقیر ایشان، موجب میگردد که به اصلاح خطاهای خویش مشتاق نباشی و در بهانههای باطل پناه جویی
نازگول
۰
ای خداوندگار، ای حقیقت حی، در عشق ابدی مرا به وصال خود برسان! اغلب از آنچه میخوانم و میشنوم، ملالم دست میدهد. همه آنچه مشتاق و آرزومندش هستم، تنها در توست. از این روی، بگذار تا جملگی معلمان خاموشی گزینند و بگذار تا همه مخلوقات در پیشگاه تو خاموش بمانند؛ ای خداوندگار، تنها تو سخن بگو.
نازگول
۰
خوشا به حال آن بندهای که وقتی خدا در رسد، او را مهیا بیابد.
نازگول
۰
آزادی واقعی و سرور حقیقی یافت نمیشود مگر در ترس از پروردگار با وجدانی آسوده.
نازگول
۰
دیدگانت را به جانب آسمان فراز کن. ببین که من اینجا هستم و در جوار من همه قدّیسانم که در این دنیا به مبارزهای سهمگین تن دردادند. اکنون لبریز از سرور و تسلّایند؛ اکنون ایمن و آسودهاند؛ و ایشان تا ابد با من در ملکوت پدرم سکنی خواهند داشت.
نازگول
۰
من خود پاداش تو خواهم بود
نازگول
۰
این را خواهش مدام خود قرار ده ـ که در حیات و مرگ، موجب سرافرازی خداوند باشی.
نازگول
۰
دلگرم باش، و خود را مهیا کن تا مصائبی بزرگتر را تاب آوری. هرقدر هم در وسوسه یا مشقّتی جانگداز گرفتار آیی، اما همه چیز بر باد نمیرود. تو انسانی، نه خدا؛ بشری، نه فرشته. چگونه انتظار داری که مدام در مقام پارسایی بمانی، در حالی که این حتی بر یکی از فرشتگان آسمان میسّر نبود، و نه بر نخستین انسان در باغ عدن؟
Danial
۰
ببین که جلال و جبروت دنیا چه بادپا درمیگذرد!
Danial
۰
اگر میخواهی ثابتقدم باشی و وقار و متانتت افزون گردد، همواره به خاطر بسپار که در زمین، مسافر و غریبی.
به نام مهربان تر از مادر
۰
هرگاه دیگری را دیدی که آشکارا به بدکاری مشغول است یا نیتی پلید را جامه عمل میپوشاند، به این دلیل خود را از او بهتر قلمداد مکن، زیرا تو خبر نداری که تا چه هنگام در مقام بهرهمندی از لطف خداوند باقی خواهی ماند. ما جملگی سُست عناصریم؛ احدی را سست عنصرتر از خود مدان.
به نام مهربان تر از مادر
۰
زهی سعادت کسی را که از جانب خودِ حق تعلیم مییابد، نه از رهگذر نشانهها و کلمات فرّار، بلکه به گونهای که فینفسه هست. حدسیات و مشاهدات خود ما غالباً به بیراههمان میکشاند
به نام مهربان تر از مادر
۰
همه آنچه مشتاق و آرزومندش هستم، تنها در توست. از این روی، بگذار تا جملگی معلمان خاموشی گزینند و بگذار تا همه مخلوقات در پیشگاه تو خاموش بمانند؛ ای خداوندگار، تنها تو سخن بگو.
به نام مهربان تر از مادر
۰
آرامش حقیقی فقط در دل اهل خضوغ خانه میکند: اما دل اهل کبر همواره پُر از غرور و حسد است.
محمدپوریا
۰
روستازادهای خاضع که سر در عبودیت خدا دارد، نزد خدا بس پسندیدهتر از اندیشمند متفرعنی است که مسیر اختران را میداند اما روح خویشتن را به غفلت وامینهد. آن کس که خود را حقیقتاً بشناسد، حقارت خویش درمییابد و از تحسین و تمجید خلایق محظوظ نمیگردد. اگر همه دانش موجود در عالم از آنِ من باشد اما از محبّت تهی باشم ، در پیشگاه خداوندی که با نظر به کردارم بر من قضاوت خواهد کرد، این [ دانش ]مرا چگونه دستگیر میتواند شد؟
کاربر ۶۳۸۸۷۳
۰
بر من توکل کن و همه امید خویش را به رحمت من بسپار. هرگاه که مرا دور از خود میپنداری، غالباً بیش از همیشه به تو نزدیکم