سبتهای ناروای دوستان ایوب به اوست بیآنکه محملی داشته باشد)، یک سوءتفاهم تاریخیست؟ حرمت قائل شدن برای کتاب ایوب، یعنی آن را تابو تلقی کردن، آیا سبب پشت کردن مسلمانان به این متن شده است؟ آیا واقعاً فکر مندرج در کتاب ایوب با معتقدات خداپرستانه منافات دارد؟ آیا بین فکر پدیدآرندۀ کتاب ایوب و فکر مندرج در کلام قدسی میشد و میشود همسازی و موافقت به وجود آورد؟ اینها و بسیاری سؤالهای دیگر هنوز بیجواب ماندهاند. اگر منتظر روزگار فرزانهتری هستید، به شما بگویم که چنین روزگاری وجود ندارد. فرزانگی نیز، چون هر مقولۀ معنایی، یک امر نسبیست. اما طرح این پرسشها به الفت میان دلها کمک میکند. وظیفهای که ادبیات ترجمانی آن را دارد و به آن افتخار میکند.